من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم

من و عشق و مستی عشق به جز این هنر ندارم

بجز این هنر چه باشد که ز خود خبر ندارم

🌸🌸❤
دیدگاه ها (۰)

در دل دردیست از تو پنهان که مپرستنگ آمده چندان دلم از جان که...

گر ز مسیح پرسدت،مرده چه‌گونه زنده کرد؟بوسه بده به پیش او،بر ...

از من رمیده ای و منِ ساده دل هنوزبی مهری و جفای تو باور نمی ...

گــرگر تو گرفتارم کنی من با گرفتاری خوشمگر خوار چون خارم کنی...

میگم من خبر ندارم کسی هست بجز من و پوریا و امیر خوزستانی باش...

و چه احساس نجیبیستکه با دیدن توطلب عشق ز بیگانه ندارم هرگز …...

خدا خودت حامی من باش بجز خودت ندارم کسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط