{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

My soul

My soul

part 39


اون هم غرق نگاه کردن من بود... همون حس نگاه خیره... همونی که تو مراسم تولد شاهزاده مدام حسش می کردم... نگو متعلق به این مرد جوون بود... اصلا این یارو کیه... هر کی هست خیلی بی ادبه... اومده اتاق یک خانم اونم نصف شبی... خیلی کار زشتیه

هاری: اممم... می بخشید ولی شما کی هستید؟!... کارتون خیلی زشته، نباید همچین وقت هایی بی اجازه وارد اتاق یک خانم بشید، متوجه اید؟!

ج: ( نگاه عمیقش همچنان حفظ کرده بود اما در کنارش پوزخندی هم زد... در اتاقم بست... به سمتم اومد تو یک قدمیم ایستاد... سپس به سمتم خم شد )
اولا برای اومدن پیش کسی که هم جسمش هم روحس متعلق به منه، نیازی به اجازه کسی ندارم دوما من همون شاهزاده ام، همون که برای تولدش امروز رقصیدی، شاهزاده پارک جیمین، ماهی قرمزم

چییییی... این یارو الان چی گفت... متعلق... شاهزاده... ماهی قرمز... جیمین... پارک جیمین خودمون... خدایی اینجا چه خبره... فرشته جونم همش تقصیر توعه منو برگردوندی... لطفا کمکم کن...

هاری: ( حالا چیکار کنم... خاک تو سرت... اون یک شاهزاده اس اونوقت تو همینجوری برای خودت نشستی... پاشو ادب رعایت کن هاری... درسته اون رعایت نکرد ولی تو مثل اون نباش... ادم باش )
سرورم پوزش این یک رعیت حقیر قبول کنید... بنده گستاخی کردم... لطفا مرا عفو بنمایید



ادامه دارد....
دیدگاه ها (۰)

My soul part 40هاری: سرورم پوزش این یک رعیت حقیر قبول کنید.....

My soul part 41همون‌طور که منو می بو*سید، یکی از دستاش به گو...

My favorite boy, both cute and sexy, I don't know which one ...

The greatest asset a person has is time. Time determines wha...

My soul part 38ایندفعه سرم محکم رو بالشم کوبیدم و ملافم تا ب...

59 میلیون بازدید و 8 میلیون لایک برای این تعامل بامزه بین پا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط