در زندگیم کاش غروری نداشتم
در زندگیم کاش غروری نداشتم
اری منی که طاقت دوری نداشتم
شرمندهام که درد و دل من زیاد شد
پیش از تو هیچ سنگ صبوری نداشتم
در دستهای خالی من اه جا نشد
در برکه بود ماهی و توری نداشتم
چون موج بی قرار زدم سر به صخره ها
پیش از تو اینچنین شر و شوری نداشتم
از شاخه ام جدا شده ای سیب سرخ من
میخواستم بمانی و زوری نداشتم
رفتی و یک کلام نگفتم بمان نرو
در زندگیم کاش غروری نداشتم
شاعر: #محمدحسین_مددی
#چهارشنبه_های_شعر #شهرستان_ادب
اری منی که طاقت دوری نداشتم
شرمندهام که درد و دل من زیاد شد
پیش از تو هیچ سنگ صبوری نداشتم
در دستهای خالی من اه جا نشد
در برکه بود ماهی و توری نداشتم
چون موج بی قرار زدم سر به صخره ها
پیش از تو اینچنین شر و شوری نداشتم
از شاخه ام جدا شده ای سیب سرخ من
میخواستم بمانی و زوری نداشتم
رفتی و یک کلام نگفتم بمان نرو
در زندگیم کاش غروری نداشتم
شاعر: #محمدحسین_مددی
#چهارشنبه_های_شعر #شهرستان_ادب
- ۱۸۲
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط