{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنها ندیدمش

تنها ندیدمش
نالان نمی نمود
تنها مرا بدید
بغضم شکسته بود ...

تکیه زدم به باد
دیدم چه بی هدف
دستم تهی ز عشق
عمرم شده تلف ...

رد شد ز پیش من
با دیگری ، چو دود
رفتم به راه خویش
حرفی ،
نمانده بود

#مهدی_صبور
دیدگاه ها (۰)

تمام شد !!!مابه عهدمان وفاداربودیم وسالهابیآنکه کسی ازمابخوا...

بعنوان کسیکه بهترین سالهای عمر وجوانیش را فدای عشق و دلبستگی...

من برات مینویسم‌ اماتونمیخونی

برگرفته از رمان«بغضهای پنهان من»من هنوزم درخیال دستهای کوچول...

𝑾𝒆𝒅𝒅𝒊𝒏𝒈 𝒏𝒊𝒈𝒉𝒕

« ازدواج به اجبار »Part 31 ویوی لیانا:همه جا پر از دود شده ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط