{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند
مثل آسمانی که امشب می بارد....
و اینک باران بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
و چشمانم را نوازش می دهد تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم
دیدگاه ها (۱)

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

.صدایت، طنینِ زندگی‌ست در کویر خاموشِ دلمهر واژه‌ات، نسیمی‌س...

احساس می‌کنم پاییز آسمان را به من نزدیک‌تر می‌کندانگار هدیه ...

‌ ‌ ‌🖤🥀🖤🥀🖤🥀🖤🥀 کربلا…🥀💔اینجا دل را جا می‌گذاری و با چشمانی خی...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

عاشقانه های شبنم

.قهوه‌ی چشم ِ تو را با بوسه شیرین می‌کنمبا نگاهت عشق را هر ل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط