رویای غمگین من
{رویایــــ غمگینــــ منـــ}3🎀🖤
Part3
یونا بلند شد کوک هم به احترامش بلند شد سرباز ها دست کوک رو گرفتن بردنش انفرادی تا روز احضاریه
دو روز از صحبت یونا وکیل جونگکوک و خود جونگکوک میگذشت کوک تو انفرادی خودشو برای احضاریه امروز آماده میکرد
یونا درخواست کرد تا بهش وقت بدن تایمی با قاضی صحبت کنه
قاضی:خانم لی شما میخواستی با من صحبت کنید
یونا:بله آقای قاضی من از شما میخوام به من و جونگکوک مجرم این پرونده تا شصت روز فرصت بدید ما مدرک و سندی برای بی گناهی آقای جعون جونگکوک پیدا کنیم با اعترافاتی که تونستم از آقای جعون بگیرم متوجه شدم آقای جعون جونگکوک مجرم نبوده و در اصل کسی دیکهای قتل خانم کیم لیا رو انجام داده
با مشاهدهای که من داشتم قبل از به قتل رسیدن خانم کیم لیا تمام اینا برنامه ریزی شده بوده تا برای آقای جعون پاپوش درست کنم
قاضی:اگر میشه صحبت های مجرم رو هم گوش کنیم
قاضی:دویونگ مجرم بیار داخل
دویونگ:چشم آقا
جونگکوک آوردن داخل بردنش رو جایگاه متحم دستبند زدن به دست جونگکوک
یونا:آقای قاضی میخوام برای شما از دوباره جرم آقای جعون جونگکوک رو بگم قتل خانم کیم لیا به دست آقای جعون نبوده و از قبل برای پاپوش درست کردن برای آقای جعون برنامه ریزی شده بوده من و آقای جعون به مدت شصت روز از شما فرصت میخوام تا بهمون اجازه بدید برای اثبات کردن بی گناهی آقای جعون تلاش کنیم
قاضی:خب آقای جعون میخوام برام توضیح بدی این قتل چجوری انجام شد
جونگکوک:آقای قاضی من آدمی هستم که از خون یک نفر دیگه وحشت دارم و نمیتونم ببینم و اگر دوربین های شرکت هم چک کرده باشین من وقتی اون شخص و دیدم حالم بد شد از اونجایی که من اینکارو انجام نداده بودم از شما میخوام برای اثبات کردن بی گناهی خودم بهم فرصت بدید
قاضی یکم با بغل دستی هاش نگاه هوایی رد بدل کردن حرفای زیر لبی گفتن تا اینکه...
قاضی:من به تو فرصت میدم تا برای اثبات اینکه بی گناه هستی مدرک پیدا کنی اما...قبل از هرچیزی یه سرهنگ برای شما میفرستم تا اون هم تو این کار کمکتون کنه...
جونگکوک سرش و تکون داد
قاضی:آقای جعون این که دستبند رو باز کنم آزاد بیرون برخی به معنای این که آزاد شدن نیست پس فرار یا کشتن کسی به سرت خطور نکنه
جونگکوک:چشم آقای قاضی
کوک و یونا از اونجا بیرون رفتن و یونا لب گزید
یونا:آقای جونگکوک باید از امروز شروع کنیم به پیدا کردن
جونگکوک::خانم یونا میشه آنقدر رسمی حرف نزنی واقعا میری رو مخم هادی حرف بزن قرار تا شصت روز باهم کار کنیم
یونا:آقای محترم....
جونگکوک:هیششش همین که گفتم
یونا حرفی نزد
کوک:خب من میخوام برم خونه دوش بگیرم تورو هم به عنوان مهمون میبرم که صبر کنی حاضر شم بریم صحنه جرم
یونا:باشه منتظر میمونم
جونگکوک رفت بالا تو اتاقش حوله برداشت رفع تو حموم یه دوش پنج مینی گرفت آمد بیرون یه پیرهن سفید پوشید اون بدن عضلهایش بیشتر نمایان شد هات تر نشونش میداد هر دختری شیفتهی بدن جونگکوک بود هرکسی میتونست جونش رو برای جونگکوک بده...
تا پارت بعدی بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/Moonplussun
💙💜🖤🤍
Part3
یونا بلند شد کوک هم به احترامش بلند شد سرباز ها دست کوک رو گرفتن بردنش انفرادی تا روز احضاریه
دو روز از صحبت یونا وکیل جونگکوک و خود جونگکوک میگذشت کوک تو انفرادی خودشو برای احضاریه امروز آماده میکرد
یونا درخواست کرد تا بهش وقت بدن تایمی با قاضی صحبت کنه
قاضی:خانم لی شما میخواستی با من صحبت کنید
یونا:بله آقای قاضی من از شما میخوام به من و جونگکوک مجرم این پرونده تا شصت روز فرصت بدید ما مدرک و سندی برای بی گناهی آقای جعون جونگکوک پیدا کنیم با اعترافاتی که تونستم از آقای جعون بگیرم متوجه شدم آقای جعون جونگکوک مجرم نبوده و در اصل کسی دیکهای قتل خانم کیم لیا رو انجام داده
با مشاهدهای که من داشتم قبل از به قتل رسیدن خانم کیم لیا تمام اینا برنامه ریزی شده بوده تا برای آقای جعون پاپوش درست کنم
قاضی:اگر میشه صحبت های مجرم رو هم گوش کنیم
قاضی:دویونگ مجرم بیار داخل
دویونگ:چشم آقا
جونگکوک آوردن داخل بردنش رو جایگاه متحم دستبند زدن به دست جونگکوک
یونا:آقای قاضی میخوام برای شما از دوباره جرم آقای جعون جونگکوک رو بگم قتل خانم کیم لیا به دست آقای جعون نبوده و از قبل برای پاپوش درست کردن برای آقای جعون برنامه ریزی شده بوده من و آقای جعون به مدت شصت روز از شما فرصت میخوام تا بهمون اجازه بدید برای اثبات کردن بی گناهی آقای جعون تلاش کنیم
قاضی:خب آقای جعون میخوام برام توضیح بدی این قتل چجوری انجام شد
جونگکوک:آقای قاضی من آدمی هستم که از خون یک نفر دیگه وحشت دارم و نمیتونم ببینم و اگر دوربین های شرکت هم چک کرده باشین من وقتی اون شخص و دیدم حالم بد شد از اونجایی که من اینکارو انجام نداده بودم از شما میخوام برای اثبات کردن بی گناهی خودم بهم فرصت بدید
قاضی یکم با بغل دستی هاش نگاه هوایی رد بدل کردن حرفای زیر لبی گفتن تا اینکه...
قاضی:من به تو فرصت میدم تا برای اثبات اینکه بی گناه هستی مدرک پیدا کنی اما...قبل از هرچیزی یه سرهنگ برای شما میفرستم تا اون هم تو این کار کمکتون کنه...
جونگکوک سرش و تکون داد
قاضی:آقای جعون این که دستبند رو باز کنم آزاد بیرون برخی به معنای این که آزاد شدن نیست پس فرار یا کشتن کسی به سرت خطور نکنه
جونگکوک:چشم آقای قاضی
کوک و یونا از اونجا بیرون رفتن و یونا لب گزید
یونا:آقای جونگکوک باید از امروز شروع کنیم به پیدا کردن
جونگکوک::خانم یونا میشه آنقدر رسمی حرف نزنی واقعا میری رو مخم هادی حرف بزن قرار تا شصت روز باهم کار کنیم
یونا:آقای محترم....
جونگکوک:هیششش همین که گفتم
یونا حرفی نزد
کوک:خب من میخوام برم خونه دوش بگیرم تورو هم به عنوان مهمون میبرم که صبر کنی حاضر شم بریم صحنه جرم
یونا:باشه منتظر میمونم
جونگکوک رفت بالا تو اتاقش حوله برداشت رفع تو حموم یه دوش پنج مینی گرفت آمد بیرون یه پیرهن سفید پوشید اون بدن عضلهایش بیشتر نمایان شد هات تر نشونش میداد هر دختری شیفتهی بدن جونگکوک بود هرکسی میتونست جونش رو برای جونگکوک بده...
تا پارت بعدی بای بای
#درخواستی
#فیک
#سناریو
#جونگکوک_ریو
#فرشته_بدون_بال
#تکپارتی
#چندپارتی
#ستاره_کوچولوی_شبام
#تهیونگ_ات
#ددی_بدجنس_من
#قاتل_سادیسمی_سرنوشتم
#رویای_غمگین_من
https://splus.ir/Moonplussun
💙💜🖤🤍
- ۱۲.۹k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط