{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

☀️🔸🔸🔸

☀️🔸🔸🔸

محبوبم!
من زائر يادهای تو‌ام.
شمع‌ها را در دلم روشن می‌كنم، به پنجره‌ی‌ ياد تو دخيل می‌بندم؛ اين جان نذر توست.
شفاعت ياد تو آن نيمه‌ی رستگار شده جانِ من است.
سينه‌ی من بنگاه عاشقی است.
ياد شما قصه‌ای عادلانه است.
و اين شمع كه در من می‌سوزد اجرت عاشقی‌است.
عطر شمعدانی‌های صورتی همه جايی ريخته است،
ياد تو قديم است و در دل من غريبی نمی‌كند.
دیدگاه ها (۱)

☀️🔸🔸🔸سال‌هاست که خیال می‌بافم. حالا دیگر به بافتن خیال عادت ...

☀️🔸🔸🔸گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگرباز کن ساقی مجلس سر ِ ...

آخرِ شباگر آهنگى برايتان بيخود و بى جهتارسال ميشود،به خودتان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط