{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس

تا درون آمد غمش، از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را... 🌸💚

#ܭُنج‌‌ِخیـاܠ♡
دیدگاه ها (۰)

دلم می‌خواست تا یک شب بگویم “دوستت دا…” نهامان از عقل مغروری...

ما را دو روزه دوری دیدار می‌کُشد🌸💚زهری‌ست این که اندک و بسیا...

آسوده درین غمکده از شورش ایاممستی‌است که از خویش خبر هیچ ندا...

کار با جذبه‌ی عشق است عزیزان ورنهبوی پیراهن یوسف گرهی بر باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط