My hidden love
p[²⁵]
[ ویو ات ]
+وفتی. برگشتم پدرم. کالی بغدم کردو بودو ولم نمیکرد
.
.
.
.
.
.
.
بعد از. سال ها ولم کرد
علامتاقای چویی ^
^ دخترم
+بله ؟
^ ببخشید که حواسم بهو نبودو به خطر انداختمت
+ مهم نیست من خوب خوبم
^ حدی میگی؟
+جری جدی میگم
^ دیگه نمیزارم جایی بری هیچ کدوم از عملیات ها
+ولی بابا میخواستم بگم. اگه کاری اری ب ده الان. برم چون حوصلم سر. رفته 😁😁
^ نه دیگه بسه
+ باباااااااااا
^ عهه برو حاضر شو. بدو. ساعت ⁸ باید بیایاااا
+ چشممم
+ رفتم لباسم. پوشبدم و برای دزدیدن انبار اقای نا. رفتم و تمام. انبارشو خالی کردمو برگشتم ساعت ⁷:⁴³مین بود پدرگ اعصبی. بود منم بی سرو صدا رفتم داخل اتاقم و دوش ⁵ مینی گرفتم روتین بدونو موهامو. صورتمو انجام دادمو. یه کوچول میکاپ کردمو. لباسمو پوشیدم
لباسمو پوشیدم. رفتیم پیش. پدرم
^ دختر جون خانواده ی جئون خیلی. سخت گیرن مخصوصا اگه دیر. برسیم
+ خیلی خیلی
^ چرا؟
+ موقع. که بیا پیش. شما نوه ی. اقای جئون. خیلی دیر کرد تازه ³. ساعت طول کشید تا حاضر شه [خیل خیلی خیلی کیوت و بچه گونه]
^ اوخییییییی[ لوپشو بوس میکنه]
+ بخلا [ بچه گونه کیوت بچه های گرد. شده ی بچه گونه]
^ از کیوتیش خندم گرفت و دستشو گرفتم تا ریم داخل ماشین
[ ویو کوک]
[ ویو ات ]
+وفتی. برگشتم پدرم. کالی بغدم کردو بودو ولم نمیکرد
.
.
.
.
.
.
.
بعد از. سال ها ولم کرد
علامتاقای چویی ^
^ دخترم
+بله ؟
^ ببخشید که حواسم بهو نبودو به خطر انداختمت
+ مهم نیست من خوب خوبم
^ حدی میگی؟
+جری جدی میگم
^ دیگه نمیزارم جایی بری هیچ کدوم از عملیات ها
+ولی بابا میخواستم بگم. اگه کاری اری ب ده الان. برم چون حوصلم سر. رفته 😁😁
^ نه دیگه بسه
+ باباااااااااا
^ عهه برو حاضر شو. بدو. ساعت ⁸ باید بیایاااا
+ چشممم
+ رفتم لباسم. پوشبدم و برای دزدیدن انبار اقای نا. رفتم و تمام. انبارشو خالی کردمو برگشتم ساعت ⁷:⁴³مین بود پدرگ اعصبی. بود منم بی سرو صدا رفتم داخل اتاقم و دوش ⁵ مینی گرفتم روتین بدونو موهامو. صورتمو انجام دادمو. یه کوچول میکاپ کردمو. لباسمو پوشیدم
لباسمو پوشیدم. رفتیم پیش. پدرم
^ دختر جون خانواده ی جئون خیلی. سخت گیرن مخصوصا اگه دیر. برسیم
+ خیلی خیلی
^ چرا؟
+ موقع. که بیا پیش. شما نوه ی. اقای جئون. خیلی دیر کرد تازه ³. ساعت طول کشید تا حاضر شه [خیل خیلی خیلی کیوت و بچه گونه]
^ اوخییییییی[ لوپشو بوس میکنه]
+ بخلا [ بچه گونه کیوت بچه های گرد. شده ی بچه گونه]
^ از کیوتیش خندم گرفت و دستشو گرفتم تا ریم داخل ماشین
[ ویو کوک]
- ۳۲۹
- ۲۷ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط