دوباره سفیدش کردن دیواره رو

دوباره سفیدش کردن؛ دیواره رو.

دوباره سفیدش کردن؛ دیواره رو.
میگن اینجوری بهتره.
میگن باید بنویسی و پاره‌اش کنی تا یادت بره.
میگن رو دیوار ننویس؛ میگن یه ورق کاغذ بردارم اما نمیشه!
من برای نوشتن، خیلی حرف تو سرم دارم.
برا همین یه عالمه کاغذ سفید می‌خوام؛یه عالمه کاغذ سفید...
می‌نویسم با مداد؛ با مدادای سیاه و زرد و قرمز و آبی.
بسته به حالش، به حسش، به اینکه دارم از کدوم لحظه‌هام می‌نویسم...
بعضی وقتا رو خط افق می‌نویسم، مثل لب دریا، ساحل آروم، مثل روزای تابستونی.
بعضی وقتام قطره‌های بارون عمودی؛ یه جوری که کلمه به کلمه می‌خورن به زمین و مغزاشون می‌پاشه کف پیاده‌رو...
مثل فیلترای سیگار که زیر پوتین و کفشای پاشنه بلند و اسپرت له میشن...
بعضی وقتام کج؛ مثل وقتی تو پله‌ها می‌دوییدم دنبالت رو پاگرد و با چند تا کلمه شکسته و زخمی می‌خورم زمینو بعد دست میندازم دور گردن نرده‌ها و میرم سمت بالا، جایی که گمت کردم(:
#Heiran
دیدگاه ها (۱۸)

می دونین نگرانی اصلی من از بعضی نقد هایی که می نویسم , و خیی...

چند پارتی نامجون

دریاچه خونین :فصل اول _ پارت ۲۴تقریباً یک ماه از ورود چویا ب...

شب عروسیه،آخرشبه،خیلی سر و صدا هست.میگن عروس رفته تو اتاق لب...

#از خون تا عشقمقدمههمیشه فکر میکردم یونگی بهترین برادر دنیاس...

آپدیت ویورس جیمینبرای آرمی آرمی خوب و سلامتین؟ فردا روزیه که...

آپدیت ویروس پدر...کپشن

*آپدیت ویورس بابا نامجونی😭💜

من و نداری مث داداشیم که پا به پا / از اول باهم بودیم حتی تو...

مجله رو باز کردم و ذهن پرکارمو سمتش هل دادم"شکار"چهار حرفی ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط