{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او مرد من است؛

او مرد من است؛
همان کسی که میان تمام شلوغی دنیا، دل من کنارش آرام می‌گیرد..
مهم نیست دیگران درباره‌اش چه می‌گویند، مهم نیست نگاهشان چه قضاوتی دارد؛ من او را با تمام بودنش دوست دارم، با تمام زخم‌ها، سکوت‌ها، خستگی‌ها و لبخندهای کم‌جانش.

او برای من، فراتر از یک همراه است. او.. ناجی من است. در تاریک‌ترین لحظات افکارم، در هجوم غم، دست اوست که مرا بیرون می‌کشد.

برای من، او چیزی فراتر از یک آدم معمولی‌ است.

او همان «آرامش» ای است که دل من بی‌اجازه انتخابش کرد. و دیگر هیچ چیز و هیچ کس نتوانست جای او را بگیرد..

شاید از نگاه دیگران کامل نباشد، اما به چشم من، او درست همان تکه‌ای از دنیاست که باید باشد.
همان مردی که حضورش، نور امید را در دل تاریک من روشن می‌کند..

من دوستش دارم، نه چون بی‌نقص است،
بلکه چون برای دل من، کامل است. او.. کسی است که مرا از اعماق اندوه بیرون می‌کشد.

اگر همه‌ی دنیا روبه‌روی من بایستند و از او چیزی بگویند، باز هم دل من سمت او برمی‌گردد..

'چون عشق من به او، از حرف مردم نمی‌ترسد.'

او مرد من است؛
و من، همه‌جوره، آرام، عمیق و بی‌صدا، عاشق او می‌مانم.
دوستش داشته ام، دارم و خواهم داشت.. طوری که هیچ کس، نتوانسته دیگری را چنان دوست داشته باشد.

تا پای جان، تا آخرین نفس.

< @wqi60e ³
دیدگاه ها (۴۸)

خب بزارید منم ی اعتراضی بزنم مهم نیست دیده میشه یا نهاصلا بی...

گاهی فکر می‌کنم آدم‌ها فقط با «کلمه» همدیگر را پیدا نمی‌کنند...

Does it hurt؟p³🍷فلش بک"_"و با یک صدای دپ و بم مردانه که با ی...

Part: 1The name of the story: My cold CEO(مدیر عامل سرد من)ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط