گاه دلت گفتن مخواهد

گاهے دلت گفتن مےخواهد 

گاهے دلت گفتن مےخواهد 
اما گفتنت نمےآید
گویے مُهر سڪوت به لبهایت خورده باشد...
بر آن مےشوے تا بنویسے آنچه را ڪه
نڪَفتنیست، دلت نوشتن مےخواهد
امانوشتنت هم نمےآید
گویے حڪمـ عدمـ به قلمت خورده باشد...
اما ناغافل زودتر از همه اینها مےببینے
ڪه واژه هایت را قطره قطره بر ڪاغذ گریسته ای
و او را غرق در ناگفته هایت ڪرده ای
آنقدر در سڪوت برایش میگریی
ڪه از شرم نانوشته هایت 
سینه اش خیس میشود،
نرمـ میشود،مےشڪافد،
آری گاهی اَشڪها همـ
حرفهایے به وسعت نگفتن دارند...


⦃#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉★⦄
دیدگاه ها (۰)

گاهے دلت گفتن مے خواهد اما گفتنت نمے آیدگویے مُهر سڪوت به لب...

گاهی دلت گفتن می خواهد اما گفتنت نمی آیدگویی مُهر سکوت به لب...

گاهی باید فقط سکوت کرد🌿در مقابل آنچه که پشت سرت میگوینددر مق...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم 🌹 #آیه_های_جنون#قسمت_چهلم...

عادی ترین صحنه های زندگیه من

یک صبح معمولی در آمریکا پس قبل سفر به اونجا اینو ببین

پیامبر خدا ﷺ برای دست دادن با علی، وضو می‌گرفت…اما روزی رسید...

حمید قسم زاده

‍‌#‌اللهم‌_عجل‌_لولیک‌_الفرج_برقآمت دلربای مهدی صلوات.🌺💚‌‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط