ب تو فڪر
ب تو فڪر
ڪردن مرا اشوب
مےڪند ،بیـقرارمـ
مےڪند ، دلتنگمـ
مےکند ، و چشمـ هایمـ
تاوان دلتنگے هایمـ
را مےدهند و مےبارند .
و تو نمیدانے ڪ فڪرت
قلب مـرا بیمار ڪرده
است .
ب تو فڪر ڪردن عجب
حالے دارد
اے تمامـ فڪر و ذڪرمـ
دوستتـدارمـ ....
رهگذر
ڪردن مرا اشوب
مےڪند ،بیـقرارمـ
مےڪند ، دلتنگمـ
مےکند ، و چشمـ هایمـ
تاوان دلتنگے هایمـ
را مےدهند و مےبارند .
و تو نمیدانے ڪ فڪرت
قلب مـرا بیمار ڪرده
است .
ب تو فڪر ڪردن عجب
حالے دارد
اے تمامـ فڪر و ذڪرمـ
دوستتـدارمـ ....
رهگذر
- ۳.۵k
- ۰۸ بهمن ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط