{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امنیت را اغلب روبه‌روی آزادی می‌نشانند انگار ناچاریم برای

امنیت را اغلب روبه‌روی آزادی می‌نشانند انگار ناچاریم برای داشتن یکی از دیگری بگذریم ! اما حقیقت این است که امنیت اگر ریشه‌ای داشته باشد ریشه‌اش در آزادی است ؛ در جایی که انسان بتواند بی‌هراس سخن بگوید انتخاب کند و نقد کند . صداها وقتی شنیده می‌شوند به خشم پنهان تبدیل نمی‌شوند و جامعه پیش از آنکه به مرز بحران برسد خودش را ترمیم می‌کند ، این ترمیم مداوم همان معنای عمیق امنیت است .
امنیتی که با تنگ کردنِ دایرهِ آزادی به‌ دست بیاید شاید ظاهری آرام و منظم بسازد اما درونش سکوتی سنگین جریان دارد ، سکوتی که از ترس تغذیه می‌کند نه از اعتماد ! و ترس هرگز بنیان استواری برای ثبات نیست . امنیت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که مردم احساس کنند حضورشان به رسمیت شناخته می‌شود و حق انتخابشان محفوظ است ، آزادیِ بی‌قاعده می‌تواند آشوب بیاورد اما امنیتِ بی‌آزادی نیز چیزی جز نظمی بی‌روح نیست ، این دو در تقابل با هم معنا ندارند و در امتداد هم کامل می‌شوند . هر جا آزادی خاموش شود امنیت هم دیر یا زود فرو می‌ریزد چون آرامشی که از دلِ اجبار برخاسته باشد بیش از آنکه امنیت باشد شباهت به زندان دارد .
دیدگاه ها (۰)

عجیب‌ترین برده‌هایی که دیده‌ام، کسانی بودند که تمام عمرشان ر...

از سرتاسر زندگیش بیزار شد ، از همه چیز و همه کس سر خورده بود...

سرنوشـت آدمی را جغرافـیا میسازدیکی در جایی متـولد میشود که ر...

بیخودی خودتونو گول نزنید که شاید بلد نیست ، واقعیت اینه که ه...

بهرام محمدی: اشاراتی بر هندسهٔ مستورِ اخلاق• ─────『 ✦ 』─────...

• ─────『 ✦ 』───── •بهرام محمدی؛ دکترینِ عشقِ مطلق(مهندسِ معم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط