نشست ذائقه ی میز را مرتب کرد

نشست، ذائقه ی میز را مرتب کرد

نشست، ذائقه ی میز را مرتب کرد
کشید پرده وُ، آویز را مرتب کرد

به گونه هاش گل انداخت،شانه بر گیسو
بساطِ وسوسه انگیز را مرتب کرد

رُزِ سیاهی بر سینه ی چپش چسباند
انارِ شهدِ شررخیز را مرتب کرد

نشست و سورمه خورانید”آهوانش” را
“غزالَکانِ غم انگیز” را مرتب کرد

کلونِ در که صدا کرد، گِردِ خود چرخید
از اینکه؛ هر چه وُ هر چیز را مرتب کرد!

جلوی پای تو هر برگِ زرد را برداشت
بهار، سفره ی پاییز را مرتب کرد…
دیدگاه ها (۰)

نشست، ذائقه ی میز را مرتب کردکشید پرده وُ، آویز را مرتب کردب...

#جسدهای_بیحصار_اندیشه #قسمت_بیست_و_هفتماز نیم ساعت قبل که به...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۳۶✦....................

ته یونگ با دستش کربات اش را منظم میکرد.. در حالی که نگاهش به...

۱۴بازگشت یونا، به خانه‌ی جانگ کوک، تنها پایان دلتنگی‌ها نبود...

فیک مرهم سایه

𝑭𝒐𝒓𝒃𝒊𝒅𝒅𝒆𝒏 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘𝒔 سایه های ممنوعه 𝕻𝖆𝖗𝖙:۹صبحِ روزِ بعد، نورِ ...

───• ⌞𝐖𝐢𝐥𝐝 𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐭𝐡𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐧⌝ •───گـــــرگ‌وحــــشــــی‌ومــ...

قسمت ۹۰ و ۹۱🔹 #او_را ... 90یک ساعتی با خودم درگیر بودم...ای...

در زندگی دیگر ( دوباره مرا پیدا کن )پارت ۲۰ : مال مندرخشش کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط