ادامه پارت
ادامه پارت 2
که یهویی چشم درد و سر درد گرفتش و از چشماش خون میومد
گیومی وقتی اومد بیرون با این همه خون شوکه شد
و بهش یدونه کهنه داد که خون رو پاک کنه
وقتی خون رو پاک کرد
رفت خودش رو توی آیینه نگاه کرد و دید که ستاره ی توی چشماش داره از بین میره
۵ دقیقه گذشت و دید یه ماه سیاه داخل چشماشه
و راستی خواهر واقعیه اوسیم رو هم پیدا کردم
که یهویی چشم درد و سر درد گرفتش و از چشماش خون میومد
گیومی وقتی اومد بیرون با این همه خون شوکه شد
و بهش یدونه کهنه داد که خون رو پاک کنه
وقتی خون رو پاک کرد
رفت خودش رو توی آیینه نگاه کرد و دید که ستاره ی توی چشماش داره از بین میره
۵ دقیقه گذشت و دید یه ماه سیاه داخل چشماشه
و راستی خواهر واقعیه اوسیم رو هم پیدا کردم
- ۴۸۷
- ۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط