{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بعد از آنکه رفتی و من ماندم‌و ردِ لگد های تو بر قلبی که خ

بعد از آنکه رفتی و من ماندم‌و ردِ لگد های تو بر قلبی که خانه‌ات می‌نامیدی ؛
به حق فهمیدم که چشم ها نیز هیچگاه حقیقت را اشکار نخواهند کرد... نه حداقل آن چشم هایی که به من دوخته شده بودند..
دیدگاه ها (۰)

درد یک پنجره را پنجره ها می فهمندمعنی کور شدن را گره ها می ف...

{اصن با قلب آدم بازی میکنه}.به چشمان تو سوگند که جز تو کسی ر...

عشق ورزیدم ، بوسیدم و بخشیدم ، در آغوش گرفتم و نوازش کردم ، ...

پناه از آن‌چه دیده‌ام ، به چشم‌های تو. از چشم‌های پر سوال تو...

می‌دانم که تو نیز شب‌هایی را در زندگی‌ات تجربه کرده‌ای که گو...

🛰یکی از موشک‌های ایرانی، حداقل ۶ واحد مسکونی متعلق به سربازا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط