گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کن

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کن

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کن
زان نرگسان مستِ خودت روبه راه کن

هرچند از غم تو نیاسوده ام ولی
دستم گره گشای دو زلفِ سیاه کن

نوشان ز لعلِ خویش مراجرعه ای زمِیِ
در دستِ مهرِ خویش ، دلم را تباه کن

غافل مشو زمن که بسی دوست دارمت
پاییزم ای بهار ، نگاهم کن ، آه کن

بیمارِ خویش را به کنار خودت ببر
با بوسه ای شفای دل بی گناه کن

گاهی ز مهربانی خود در برم بگیر
ای مه به عاشقت نگهی گاه گاه کن!

در روزگار سرد که پژمرده مهرها
در گرمی تبِ غزلِ من پناه کن

یا جان من ستان و یا کام دل بر آر
زین دو یکی برای دلم ، دلبخواه کن

جاری شد از دودیده ی من درغمت دو رود
من خاکی ام تو ای مه من فکرِ جاه کن

آتش به جانِ من زده آن نرگسانِ مست
لعلِ خود آبدار ،  به وقتِ پگاه کن

با کاروان دهر" جهاندیده "می روم
گاهی نگه به چهره ی زردم تو ماه کن...🦋🦋

درحسرتِ..‌‌...‌..

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

گاهی نگه به چهره ی زردم توماه کنزان نرگسان مستِ خودت روبه را...

دلبسته ی تو عاشق دیوانه نباشدمست است ولی ساکن میخانه نب...

.نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش ...

بیا به میکده و چهره ارغوانی کن

....مهدی سهیلی.....مادر! مرا ببخش .فرزند خشمگين و خطا كار خو...

#وِین_گُونه_چَمّاتِه_زده_به_کجایی ؟دختر #پارسیِ قومِ بزرگان ...

ای شاه جسم و جان ما خندان کن دندان ماسرمه کش چشمان ما ای چشم...

سناریو / ری اکشن / فال حافظ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط