{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای

روز اخر مدرسه یه پیرمرده اومد گفت
فکر نکنین تموم شده ها این تموم شد سال بعد
سال بعد تموم شد دبیرستان
بعد دانشگاه
و فلان فلان و فلان
هر وقت ازدواج کردین بچه دار شدین اون اصلیه اونموقع تموم شده الان تموم نشده ها
و من که با دو از دوستام وایساده بودیم
و داشتیم جر میخوردیم
وقتی طرف رفت هر کدوممون به یه سویی پرت شدیم و از خنده جر خوردیم خیلی گاد بود
دیدگاه ها (۱)

اک

اک

عاقایی وارد میشود

وای اسمش چی بود

P62 (اخر) 27 سال بعد، همون خونه کنار دریا 🌊هوا خنک‌تر از همی...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁴⁵..با فکری که به سرم زد خنده‌ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط