{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فریاد هایی که بغض شدند و از چشم فوران کردند

فریاد هایی که بغض شدند و از چشم فَوران کردند :)
دیدگاه ها (۰)

ما کاشفانِ کوچه‌های بن‌بستیمحرف‌های خسته‌ای داریماین‌بار پیا...

گ‍‌ری‍‌ب‍‌ان گ‍‌ی‍‌ر اعت‍‌ی‍‌اد طُ ب‍‌ود‍‌م‍‌و م‍‌ص‍‌رف م‍‌ن...

له ش‍‌دیم‍ زی‍‌ره آواره #ن‍‌اگ‍‌فته ه‍‌ام‍‌ون . .!

أَحِنُ لذاك البَعيددِلتَنگ آن دور اُفتاده اَم..

به آهنگ معتاد شدم...نه برای خاموش کردن فریاد هایی که خاموش ن...

خسته بود؛ اما امید در چشم هایش فریاد می‌زد.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط