نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیست
نفسم بند و دلم تنگ و هوا بارانیست
حال من بعد وداعت بخدا بحرانیست
بی تو جنگیست میان دل من با غم تو
حاصلِ آخر این جنگ فقط ویرانیست
آسمان هست ولی ذوق پریدن کور است
دل من در قفس خاطره ها زندانیست
جز غمت هیچ کسی با دل من کار نداشت
بی تو عمریست که در سینه ی من مهمانیست
تکیه بر یاد تو دادم که سراسر درد است
همدم درد شدن از سر بی درمانیست
خسته ام از تو و تنهایی و این قافیه ها
گر چه سخت است ولی این غزل پایانیست
#بهار
حال من بعد وداعت بخدا بحرانیست
بی تو جنگیست میان دل من با غم تو
حاصلِ آخر این جنگ فقط ویرانیست
آسمان هست ولی ذوق پریدن کور است
دل من در قفس خاطره ها زندانیست
جز غمت هیچ کسی با دل من کار نداشت
بی تو عمریست که در سینه ی من مهمانیست
تکیه بر یاد تو دادم که سراسر درد است
همدم درد شدن از سر بی درمانیست
خسته ام از تو و تنهایی و این قافیه ها
گر چه سخت است ولی این غزل پایانیست
#بهار
- ۸۵۷
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط