{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در گوشمان از مرگ می‌گویند

در گوشمان از مرگ می‌گویند
در گوشِ ما جمعِ به تب راضی
مثل عروسک‌های بی‌جانیم
بازیگرِ این خیمه‌ شب‌بازی!

‌ ‌
پی‌نوشت:
باید کاری کرد
کاری به جز این خواندن‌ها و همدردی‌ها
برای مایی که جانی برای مقابله‌ با زخم‌های کاریِ مانده بر تنمان نمانده
برای مایی که هر شب در کابوس‌هایمان جان می‌کَنیم
برای مایی که هر روز با صدای نفسِ مرگ بیدار می‌شویم
برای مایی که لبخندهایمان زیر آوارها مانده‌اند
برای مایی که....
هنوز دلبسته‌ی این ویرانه‌ایم.
دیدگاه ها (۰)

مهتری اسبش بصد درهم فروختراکبی این دید و بر خود بر فروخت‌پیش...

تو رفتنی بودیمن تمام تلاشم را کردم که بمانیولی تو رفتنی بودی...

در میان انبوهی از حجم نبودن ها، به زندگی ادامه می‌دهیم؛و چه ...

همچو دود ای آسمان تا کی به خود پیچانیمای همه ساز تو بی قانون...

بزن، ای چرخ بی‌رحم، که می‌رقصم برای توکه در ویرانه‌ی جانم، ن...

❤️ #مسیر_نصرالله🎥 *آنکه گفت هیهات منّا الذّله!*🖥 رسانه KHAME...

حال دل من... 🥺💔آقا… آقایِ جانِ من، صدایم را می‌شنوی؟دورت بگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط