{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت 3

پارت 3

ویو ات از خواب بیدار شد و رفتم دستشویی کارای لازمو انجام دادم و آماده شدم و حرکت کردم و رفتم برای آدرسی کار (عکس لباس میزارم)


30 دقیقه تو راه بودم

ات:تق تق تق

اجوما : سلام بفرمایید

ات:سلام برای کار اومدم

اجوما :آها بیا تو

ات اومد تو و اجوما یک کاغذ بهش داد و ات پر کرد و اجوما رفت داخل اتاق و بعد 20 دقیقه دیگه اومد و گفت که استخدامم و میتونم از امروز شروع کنم کارمو

اجوما :لنااااا لنااا با داد

لنا خدمتکار خونه بود

لنا با عشوه : بله اجوما

اجوما :ات تازه کاره شروع کرده خونرو بهش نشون بده و لباس کارو بهش بده تا شروع کنه لنا باشه گفت و

لنا : ات بیا همرام
ات:باشه


آها بچه ها همه خدمتکارای که داشتن داخل عمارت کار میکردن دختر یا زن بود و اونجا اجوما سنش از همه بالا تر بود و خدمت کارایی داخل خونه منو که دیدن از حسودی مردن چون ات خیلی جذاب خوشکله

ویو ات لنا کل خونرو بهم نشون داد و گفت برو لباس کار بپوش باشه گفتم و لنا رفت لباس کارو پوشیدم (عکسشو میزارم) و رفتم پایین.....

حمایت کنید لطفا
شرط 7 کامنت
شرط 5 لایک
بوس بوس به همه ❤️
دیدگاه ها (۰)

لباس ات وقتی میخواست بره سرکارهرکدوم عشقتون میکشه بردارین

لباس کار ات 📿

پارت 2ویو اتزنگ زدم به کار ببینم چی میگهزنه :الو سلام بفرمای...

سلام بچه ها میخوام فیک بنویسمموصوع (اسمات چند پارتی مافیا در...

پارت 4 ویو ات رفتم پایین و لنا اومد کنارملنا :ات برو داخل ات...

✩★ 🎀 𝓂𝓎 𝒹𝒶𝓊𝑔𝒽𝓉𝑒𝓇 🎀 ★✩پارت۸ویو ات با چیزی که گفت نفس کشید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط