شهدای عرفه
#شهدای_عرفه
#نوزدهم_دی_ماه
سالروز شهادت #حاج_احمد_کاظمی
#چند_خط_شعر
#چند_بیت_جنون
[#حسین_اسرافیلی]
دلی که عشق در آن ریشه کهن دارد
میان عرصه خون و خطر، وطن دارد
جنون عشق چو در جان عاشقان گیرد
شراره بال زند، مرد را نشان گیرد
میان معرکهها شعلهها در اندازد
علم زخون جنون زادگان برافرازد
قبیلهای که جنون در دلش اثر بندد
به عشق و شور شهادت، قضا کمر بندد
گهی به عرصه پیکار و خون فراخواند
گهی به شوق دگر، سوی لالهها خواند
قضا چو خواست کند با شهادت آذینش
از این قبیله کند دست عشق، گلچینش
از این گزین شدگان، عاشقان فراوانند
که رمز وصلت جانان خویش، میدانند
از این میانه یکی میشود، ولی عاشق
به نام «احمد» و در عشق و عاشقی، صادق
از آن هزار یکی «کاظمی» به شوق وصال
به عرصههای خطر، جان او زند پر و بال
همان امیر سرافراز جبهه توحید
همان عقاب سلحشور، آن دلیر رشید
همان امیر که در جبهههای کردستان
دلاورانه، چنان که پلنگ کوهستان
به #دشمنان_وطن روز را کند چون شب
و شب به سجده شود با صدای یا رب یا رب
امیر تیپ نجف ، #لشکر_رسول_الله (ص) »
حماسه ساز وطن، مرد رمز و جان آگاه
دلش زغیر خدا رسته در #صراط_یقین
نشان قدرت فرماندهیاش #فتح_مبین
حماسههای بزرگ «محرم » و «رمضان»
زجوش غیرت مردانهاش، گرفته نشان
نشان ردّ قدمهای عاشقش معلوم
به «کربلا» و به «والفجر» و عرصههای هجوم
گهي «امیر سپاه» و گهی #بسیجی_وار
به «هشت سال» نموده زجان و دل، پیکار
گشوده بال، چنان که عقاب، بر سرکوه
گرفته پرچم، بر شانه ستبر و شکوه
به جبهههای خطر، در خط سرافرازی
گره زده ست شرف ره به شور جانبازی
هنوز خاطره در سینهها ز والفجرش
گدازه میزند از سینههای پُر آتش
امیر قافلهها در نبرد خونین شهر
صدای غیرت مردان مرد خونین شهر
به نام دوست چو پیمانه با شرر آمیخت
جنون غیرت او، با تبی دگر آمیخت
نبرد #بیت_مقدس نشانه شرفش
رهایی همه خاک عشق ،در هدفش
نه رنگ خار و خزان در بهار و در گُل او
نبود غیر خدا، هیچ در توکل او
قرارگاه دلش، حمزه ، سیدالشهدا
تمام ذکر لبش ربنا و اعطینا...
به همصدایی او در شکوه، جان بازی
رفیق جان و دلش، باکری و خرازی
میان خون و خطر در شلمچه و بستان
گهي به #هور_عظیم و گهی به #کردستان
به گاه موج خطر، مشکلات از او، آسان
از او طلیعه گرفته، #یگان_غواصان
گهی #جزیره_مجنون به جان شیرینش
نمود #جلوه_عشق، از شکوه دیرینش
کشیده جان و دلش را به خلوتی دیگر
جمال عشق حسینی به طلعتی دیگر
...
#نوزدهم_دی_ماه
سالروز شهادت #حاج_احمد_کاظمی
#چند_خط_شعر
#چند_بیت_جنون
[#حسین_اسرافیلی]
دلی که عشق در آن ریشه کهن دارد
میان عرصه خون و خطر، وطن دارد
جنون عشق چو در جان عاشقان گیرد
شراره بال زند، مرد را نشان گیرد
میان معرکهها شعلهها در اندازد
علم زخون جنون زادگان برافرازد
قبیلهای که جنون در دلش اثر بندد
به عشق و شور شهادت، قضا کمر بندد
گهی به عرصه پیکار و خون فراخواند
گهی به شوق دگر، سوی لالهها خواند
قضا چو خواست کند با شهادت آذینش
از این قبیله کند دست عشق، گلچینش
از این گزین شدگان، عاشقان فراوانند
که رمز وصلت جانان خویش، میدانند
از این میانه یکی میشود، ولی عاشق
به نام «احمد» و در عشق و عاشقی، صادق
از آن هزار یکی «کاظمی» به شوق وصال
به عرصههای خطر، جان او زند پر و بال
همان امیر سرافراز جبهه توحید
همان عقاب سلحشور، آن دلیر رشید
همان امیر که در جبهههای کردستان
دلاورانه، چنان که پلنگ کوهستان
به #دشمنان_وطن روز را کند چون شب
و شب به سجده شود با صدای یا رب یا رب
امیر تیپ نجف ، #لشکر_رسول_الله (ص) »
حماسه ساز وطن، مرد رمز و جان آگاه
دلش زغیر خدا رسته در #صراط_یقین
نشان قدرت فرماندهیاش #فتح_مبین
حماسههای بزرگ «محرم » و «رمضان»
زجوش غیرت مردانهاش، گرفته نشان
نشان ردّ قدمهای عاشقش معلوم
به «کربلا» و به «والفجر» و عرصههای هجوم
گهي «امیر سپاه» و گهی #بسیجی_وار
به «هشت سال» نموده زجان و دل، پیکار
گشوده بال، چنان که عقاب، بر سرکوه
گرفته پرچم، بر شانه ستبر و شکوه
به جبهههای خطر، در خط سرافرازی
گره زده ست شرف ره به شور جانبازی
هنوز خاطره در سینهها ز والفجرش
گدازه میزند از سینههای پُر آتش
امیر قافلهها در نبرد خونین شهر
صدای غیرت مردان مرد خونین شهر
به نام دوست چو پیمانه با شرر آمیخت
جنون غیرت او، با تبی دگر آمیخت
نبرد #بیت_مقدس نشانه شرفش
رهایی همه خاک عشق ،در هدفش
نه رنگ خار و خزان در بهار و در گُل او
نبود غیر خدا، هیچ در توکل او
قرارگاه دلش، حمزه ، سیدالشهدا
تمام ذکر لبش ربنا و اعطینا...
به همصدایی او در شکوه، جان بازی
رفیق جان و دلش، باکری و خرازی
میان خون و خطر در شلمچه و بستان
گهي به #هور_عظیم و گهی به #کردستان
به گاه موج خطر، مشکلات از او، آسان
از او طلیعه گرفته، #یگان_غواصان
گهی #جزیره_مجنون به جان شیرینش
نمود #جلوه_عشق، از شکوه دیرینش
کشیده جان و دلش را به خلوتی دیگر
جمال عشق حسینی به طلعتی دیگر
...
۱.۳k
۲۰ دی ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۳)
هنوز هیچ دیدگاهی برای این مطلب ثبت نشده است.