#part_15
#part_15
#آرتیست_منحرف
[سئول،شنبه،ساعت۱۹:۰۰]
«جیمینی جلوی در خونه اش بود منتظر جیهوپ...که بیاد دنبالش...این هفته تصمیم گرفته بودند به باری...که جیهوپ با صاحب بار همکار بروند...جیهوپ اجازه ش رو از همکارش گرفته بود...بخاطر همین میتونستند که بی دردسر برن...اما جای سوالش برای جیمین این بود که...چرا باید هوپی اجازه میگرفت تا برن؟...مگه اون بار چقدر مهمه؟... اصلا کدوم باری نیاز به اجازه گرفتن داره؟...با صدای بوق ماشین به خودش اومد...با دیدن هوپی که بیشتر از هر وقتی جذاب تر کرده خودشو خنده ای کرد سمت ماشین رفت تا سوار بشه... »
jm:سلام آقای جذاب(خنده)
hope:شما که جذاب تری(خنده)
jm:واقعا؟ولی از نظر من تو امروز یه قراری چیزی داری وگرنه برای کی آنقدر خوشتیپ کردی خبری هست عزیزم؟(نیشخند خنده)
hope:پارک جیمین برای خودم خوشتیپ کردم آنقدر منحرف نباش عه
jm:چشم (خنده)
hope:بی ادب(خنده)
hope:چخبرا آقای پارک...به قول جین هیونگ چخبر از رییس چروکیده ت؟
jm:(خنده)
jm:هیچی...همه کاراشو ریخته سر من خودش خوشگذرونیه...هعی خدا
hope:دروغ نگو...جدی مگه چروکیده ها هم
میرن سفر؟
jm:(خنده)
jm:آره یه جورایی اونام میرن
«غرق صحبت شده بودند...مدت ها بود که همو ندیده بودند بخاطر این بود...تا رسیدن به مقصد غیبت هر کی بود نبود کردند...کنار همدیگ فقط داشتند میخندیدن...خنده هایی از ته دل...که...»
پایان پارت ۱۵
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
#آرتیست_منحرف
[سئول،شنبه،ساعت۱۹:۰۰]
«جیمینی جلوی در خونه اش بود منتظر جیهوپ...که بیاد دنبالش...این هفته تصمیم گرفته بودند به باری...که جیهوپ با صاحب بار همکار بروند...جیهوپ اجازه ش رو از همکارش گرفته بود...بخاطر همین میتونستند که بی دردسر برن...اما جای سوالش برای جیمین این بود که...چرا باید هوپی اجازه میگرفت تا برن؟...مگه اون بار چقدر مهمه؟... اصلا کدوم باری نیاز به اجازه گرفتن داره؟...با صدای بوق ماشین به خودش اومد...با دیدن هوپی که بیشتر از هر وقتی جذاب تر کرده خودشو خنده ای کرد سمت ماشین رفت تا سوار بشه... »
jm:سلام آقای جذاب(خنده)
hope:شما که جذاب تری(خنده)
jm:واقعا؟ولی از نظر من تو امروز یه قراری چیزی داری وگرنه برای کی آنقدر خوشتیپ کردی خبری هست عزیزم؟(نیشخند خنده)
hope:پارک جیمین برای خودم خوشتیپ کردم آنقدر منحرف نباش عه
jm:چشم (خنده)
hope:بی ادب(خنده)
hope:چخبرا آقای پارک...به قول جین هیونگ چخبر از رییس چروکیده ت؟
jm:(خنده)
jm:هیچی...همه کاراشو ریخته سر من خودش خوشگذرونیه...هعی خدا
hope:دروغ نگو...جدی مگه چروکیده ها هم
میرن سفر؟
jm:(خنده)
jm:آره یه جورایی اونام میرن
«غرق صحبت شده بودند...مدت ها بود که همو ندیده بودند بخاطر این بود...تا رسیدن به مقصد غیبت هر کی بود نبود کردند...کنار همدیگ فقط داشتند میخندیدن...خنده هایی از ته دل...که...»
پایان پارت ۱۵
مرسی که تا اینجا خوندید!
از سناریو بالا و این پارت امیدوارم لذت ببرید!
حمایت یادت نره!
لایک؟کامنت؟بازنشر؟فالو؟
ایگ؟نکن قشنگم🍒✨
#bangtan #bts #army #namjoon #jin #suga #jhope #jimin #taehyung #jungkook #kpop #tiktok #dance #music #scenario
#بنگتن #بی_تی_اس #ارمی #نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگکوک #کیپاپ #تیک_تاک #دنس #سناریو #فیکشن #تهکوک #یونمین #نامجین#فیک_بی_تی_اس#اسمات#رمان#فیک
- ۳۳۷
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط