{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"Love"

"Love"
GHAPTER:¹
PART:¹⁵
"پایان فلش بک"
"ویو ته"
وای تهیونگ‌گند زد اه
از اتاق آنیا رفتم بیرون دیدم جومینگ میز رو چیده(جومینگ خدمتکاره) همه تشسته بودن رو میز منم اومدم کنار جونگکوک نشستم...شروع کردم به خوردن یکدفعه
آنیا بغض کرد تند تند رفت تو حیاط میخواستم برم دنبالش که جنا گفت:لازم نکرده خودم میرم دنبالش گفتم:باشه
رفتم نشستم
"ویو آنیا"
داشتم صبحونه میخوردم یک دفعه اون لحضه‌های خراب شدن زندگیم یادم اومد یادم اومد که دیشب به تهیونگ چیگفتم
اشک‌جلو چشمتمو گرفت دویدم‌و رفتم تو حیاط عمارت رفتم رو تاب نشستم آروم گریه میکرد که یک دست اومد رو دوشم سرمو اوردم بالا دیدم جناست
گفتم:جنا من چیکار کنم (گریه)
جنا گفت:آنیا جونم میدونم خیلی سخته لطفا گریه نکن ازت خواهش میکنم درست میشه کم کم یادت میره....
آنیا:همش هق تقصی هق ر منه من به تهیونگ هقق گفتم هقق نفهمیدم هق
چیکارک هق ردم ....
جنا بغلم کرد و گفت:یک لحضه وایسا الان برمیگردم آنیا:باشه
"ویو جنا"
هعی آنیا چیکار کردی با خودت رفتم تو عمارت از خدمتکار قرص بگیرم
جنا:ببخشبد خانوم
جومینگ:(سرش پایین بود داشت جارو میکرد)سرش رو با حرص اورد بالا دندوناشو فشار داد و گفت:چیه؟!
جنا:...
ادامه دارد...🦋
دیدگاه ها (۲)

"Love"GHAPTER:¹PART:¹⁶"ویو جنا"جنا:ببین خانم خانوما مثل آدم ...

میدونم فیکام اصلا خشنو مافیای نیست راستش اینو به درخواست یکی...

"Love"GHAPTER:¹PART:¹⁴یکدفعه تهیونگ درپ با شدت باز کردآنیا و...

"LOVE "GHAPTER:¹PART:¹³"ویو صبح"+آی چرا انقدر دلم درد میکنه،...

شغل پنهان ویو ا.ت یه لشگر ریختن سرم اونا بچه ها بودن باورم ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط