{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او یک نویسنده بود عین باقی انسان ها به دنبال هوس و پسربا

او یک نویسنده بود، عین باقی انسان ها به دنبال هوس و پسربازی نبود ، دنبال مشروب و الکل نبود،دنبال جشن های مختلط شبانه نبود
او متفاوت بود...او به دنبال تیکه ای دور افتاده از خودش میگشت
او در نوجوانی سختی هایی کشید ، که میتوان آن ها را در قلم مشکی اش دید
قلم‌ش ناخودآگاه چیز هایی را می‌نوشت، که میتوان ساعت ها مات و مبهوت بر روی نوشته هایش چشم گذاشت.
او هیچ ادعایی نداشت، یک نویسنده ساده بود، با قلمی تلخ همچون زندگی‌اش.
هیچگاه به دنبال مرگ نبود، فقط به دنبال بهتر کردن وضعیت اش بود.
میتوان گفت روحی‌بی‌جان در جسمی‌زنده بود، که فقط تلاش میکرد
شخصیتی جسور و عاقل داشت ، اگر چه گاهی اوقات حس مادرانه اش به او اجازه نمی‌داد از زندگی اش لذت ببرد ،
اما با این حال تمام خودش را بر روی کاغذ میذاشت، و چیزهایی می‌نوشت.. که روح زخمی مرا لمس و مداوا میکرد.

_تقدیم به ..آمیلیا
دیدگاه ها (۲۶)

دوستان این اکانت قراره اکانت دومم بشه👍در اصل مال رفیقمه ولی ...

بهم بدهیددد😖

پارت ۲۸زمان که میگذشت، حقیقت پررنگ تر میشد. خورشید تا ابد پش...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹³⁰«2سال پیش»داشتن بچه سخت ترین و اصلی ترینه…چون وارث ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط