{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را

تو را
در پیرهنم می جویم
در خونم
در آتش باغ هایم
که درختانش قلم
مه و بارانش کاغذند.
تو را
در صبحانه موسیقی می جویم
وقتی که به نت های چکیدن آب در لیوانت
خیره است
در لرزش طیاره ها
وقتی به نام تو برخورد می کنند.

و تو را نمی یابم
مگر هنگامی که در آینه ها خیره ام
در گردبادی تیره از حنجره ها، سربازان، حاکمان
و سکوت دستش را باز می کند
تا آبی بنوشم که تو تقدیسش کرده ای.

"شمس لنگرودی"
دیدگاه ها (۱)

تو رادر پیرهنم می جویمدر خونمدر آتش باغ هایمکه درختانش قلممه...

تو رادر پیرهنم می جویمدر خونمدر آتش باغ هایمکه درختانش قلممه...

تو را در پیرهنم می جویم...درخونم..!در آتش باغهایم....که درخت...

تو رادر پیرهنم می جویمدر خونمدر آتش باغ هایمکه درختانش قلممه...

P3ساعت سه و شیش دقیقه شبه.هوا خفه‌ست. اون مه لعنتی نشسته روی...

پناه قلب من

پارت دوازدهم

تقدیم به فالوور های گلم مرسی که هستید✨️🥹🫶🌹🌸🌺

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط