Part 14:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
/تا درباره کار های ازدواج ات و تهیونگ هماهنگ کنیم
بعد از شنیدن این حرف کاملا قفل کردم!هیچی متوجه نمیشدم و فقط در حال تحلیل کردن اتفاقات بودم...
*دخترم...دخترم کجایی؟حواست به حرفای پدرت هست؟؟؟
/عزیزم(روبه مامانه اری میگه و منظورش اینه که اون تو شکه صبر کن بی... اهم اره)
☆ب...با...با منظورت چیه؟(با حالت غمگین و تعجب)
*عزیزم...
/خانم؛عجله نکن من بهش توضیح میدم😔
*خیلی خب،پس من برم پیش ات تا شک نکنه.
/باشه.
(مامانشون رفت)
/دخترم راستش فکر نکنم راجب این موضوع چیزه شکه کننده ای برای تو وجود داشته باشه و کسی که باید شکه شه ات باشه البته ناراحتیه تو رو بخاطر رفتنه ات م....
نذاشتم حرفش کامل شه و:
☆پدر؛من هرگز اهمیتی به رفتنه ات نمیدم پس راحت میتونه ازدواج کنه اما چرا با تهیونگ؟
/دخترم درسته تو از ات خوشت نمیاد اما چطور انقدر..
☆باهاش گرم گرفتم؟اینو میخواستی بگی؟
/بله.
☆فقط برای استفاده ازش،و...
/دخترم!واقعا خیلی بی...
هنوز حرفش کامل نشد که صدای در اومد..
ویو ات:
ادامه دارد....🎀
حمایت؟❤️🩹
ببخشید کوتاه شد فرداشب پارت 15 رو میزارم✨
/تا درباره کار های ازدواج ات و تهیونگ هماهنگ کنیم
بعد از شنیدن این حرف کاملا قفل کردم!هیچی متوجه نمیشدم و فقط در حال تحلیل کردن اتفاقات بودم...
*دخترم...دخترم کجایی؟حواست به حرفای پدرت هست؟؟؟
/عزیزم(روبه مامانه اری میگه و منظورش اینه که اون تو شکه صبر کن بی... اهم اره)
☆ب...با...با منظورت چیه؟(با حالت غمگین و تعجب)
*عزیزم...
/خانم؛عجله نکن من بهش توضیح میدم😔
*خیلی خب،پس من برم پیش ات تا شک نکنه.
/باشه.
(مامانشون رفت)
/دخترم راستش فکر نکنم راجب این موضوع چیزه شکه کننده ای برای تو وجود داشته باشه و کسی که باید شکه شه ات باشه البته ناراحتیه تو رو بخاطر رفتنه ات م....
نذاشتم حرفش کامل شه و:
☆پدر؛من هرگز اهمیتی به رفتنه ات نمیدم پس راحت میتونه ازدواج کنه اما چرا با تهیونگ؟
/دخترم درسته تو از ات خوشت نمیاد اما چطور انقدر..
☆باهاش گرم گرفتم؟اینو میخواستی بگی؟
/بله.
☆فقط برای استفاده ازش،و...
/دخترم!واقعا خیلی بی...
هنوز حرفش کامل نشد که صدای در اومد..
ویو ات:
ادامه دارد....🎀
حمایت؟❤️🩹
ببخشید کوتاه شد فرداشب پارت 15 رو میزارم✨
- ۶۳۳
- ۰۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط