{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

_من درد دارم...

_من درد دارم...
توی چشمهاش خیره شد و با لبخند غمگینی گفت:
+دردات و میکشم.
_اشکام چی؟
سرش رو جلو برد و لبهاش رو روی چشمهاش گذاشت، با صدای آرومی زمزمه کرد:
+ میبوسمش.
_ قلبم شکسته...
خیره توی چشمهاش گفت:
_قلب خودمو بهت میدم..
دیدگاه ها (۷)

سم بخورین😂💔

عیجان😂

ترس شیرین pt 28با مشت تهیونگ که کنار سرش برخورد کرد نفسش ...

" با همه قدرتی که داشتی سعی کرد چثه ی بزرگ کوک رو به مبل برس...

مافیایه عشق P:52

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط