تقصیر خودمه ، همون بار اولی که سعی کردی توی زندگیم دخالت
تقصیر خودمه ، همون بار اولی که سعی کردی توی زندگیم دخالت کنی باید پاتو از زندگیم قطع میکردم
ولی به جاش چیکار کردم ؟ زندگیمو دادم دستت هر قلطی میخوای باهاش بکنی
توهم دقیقا همون کارایی رو کردی که اگه منم جات بودم میکردم
دروغ که نداریم همیشه همینه یکی بیشتر و یکی کمتر
یکی دوست داشته میشه یکی دوست داره
منم اگه یکی انقدر دوستم داشت همین میشدم
میشستم یه گوشه منتظر که دوسم داشته باشه و اونم مجبور میشد واسه از دست ندادنم به هردری بزنه کمم نه زیاد ، دوست داشته شدن مثل یه طلسمه اولش بهت حس قدرت میده حس برنده بودن حس بینیاز بودن ؛ ولی بهمرور عوضت میکنه طلبکار میشی مغرور ، زورگو ، بد اخلاق میشی ، چون دوزت رفته بالا
دیگه هرچقدرم دوست داشته بشی واست کافی نیست.
شروع میکنی به ایراد گرفتن گشتن واسه پیدا کردن نقطه ضعف های اونی که دوستت داره پیدا کنی یجور نکنی یجور ..
خودخواه میشی حتی اگه تو ذاتت نباشه خودت بحث راه میندازی خودت قهر میکنی سرد میشی و به خودت بابت همچی حق میدی میدونی دوست داشته شدن آدمو وقیح میکنه دقیقا مثل چیزی که من بودم و چیزی که تو شدی ولی دوست داشتن ، نه قشنگه ..
هم شادیش هم غمش قشنگه ، بی ریاس
حاضری واسه اذیت نشدش اذیت شی حاضری واسه خوشحال بودنش ناراحت شی واسه خندوندش بغضتو قورت بدی.
به کم هرچیزی قانع شی کم باشه ولی باشه
بد باشه ولی باشه
این یه چرخس که هیچوقت قرار نیست متوقف بشه پس یروزی اگه جای من بودی فقط همینو فقط همینارو تو ذهنت مرور کن و برو ..
چون اونم مثل الان تو که حرفای منو نمیفهمی حرفای تورو نمیفهمه ..
ولی به جاش چیکار کردم ؟ زندگیمو دادم دستت هر قلطی میخوای باهاش بکنی
توهم دقیقا همون کارایی رو کردی که اگه منم جات بودم میکردم
دروغ که نداریم همیشه همینه یکی بیشتر و یکی کمتر
یکی دوست داشته میشه یکی دوست داره
منم اگه یکی انقدر دوستم داشت همین میشدم
میشستم یه گوشه منتظر که دوسم داشته باشه و اونم مجبور میشد واسه از دست ندادنم به هردری بزنه کمم نه زیاد ، دوست داشته شدن مثل یه طلسمه اولش بهت حس قدرت میده حس برنده بودن حس بینیاز بودن ؛ ولی بهمرور عوضت میکنه طلبکار میشی مغرور ، زورگو ، بد اخلاق میشی ، چون دوزت رفته بالا
دیگه هرچقدرم دوست داشته بشی واست کافی نیست.
شروع میکنی به ایراد گرفتن گشتن واسه پیدا کردن نقطه ضعف های اونی که دوستت داره پیدا کنی یجور نکنی یجور ..
خودخواه میشی حتی اگه تو ذاتت نباشه خودت بحث راه میندازی خودت قهر میکنی سرد میشی و به خودت بابت همچی حق میدی میدونی دوست داشته شدن آدمو وقیح میکنه دقیقا مثل چیزی که من بودم و چیزی که تو شدی ولی دوست داشتن ، نه قشنگه ..
هم شادیش هم غمش قشنگه ، بی ریاس
حاضری واسه اذیت نشدش اذیت شی حاضری واسه خوشحال بودنش ناراحت شی واسه خندوندش بغضتو قورت بدی.
به کم هرچیزی قانع شی کم باشه ولی باشه
بد باشه ولی باشه
این یه چرخس که هیچوقت قرار نیست متوقف بشه پس یروزی اگه جای من بودی فقط همینو فقط همینارو تو ذهنت مرور کن و برو ..
چون اونم مثل الان تو که حرفای منو نمیفهمی حرفای تورو نمیفهمه ..
- ۶۴۱
- ۲۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط