{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در شلوغی خیابان نوبهار، جایی میان ترافیک ماشین‌ها و هیاهو

در شلوغی خیابان نوبهار، جایی میان ترافیک ماشین‌ها و هیاهوی عابران، صدایی می‌پیچد که انگار از دل کوه‌های سرافراز زاگرس برخاسته استصدای سنتور آرام‌آرام ترانه‌ای از ناصر رزازی را می‌نوازد؛ من دەڵێم شاری دڵم همان صدای آشنا،عاشق، زخمی و محزون که سال‌هاست صدا و دلتنگی ما را فریاد می‌زند.ملودی‌های زخمه‌خورده‌ای که نه تنها تارهای ساز، که تارهای دل را هم به لرزه می‌اندازند.نغمه‌ای نرم و پر از اندوه، در دلِ این شلوغی ، آرام و سرسخت راه خود را باز می‌کند.مردم بی‌تفاوت می‌گذرند، اما من می‌ایستم؛انگار صدایش شبیه دلتنگی خودم
دیدگاه ها (۰)

ستاره ____ تک پارتی

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

بررسی شعر «رفتگان» از (تس)احضار غایبانبخش نخستــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط