سلام
سلام 😀
عمه شیکو-
آره بهم اینم میگن پس لطفاً بهم بگین عمه🙏🏻✨آره دیگح
خببببب حاجی تهران خیلی گرمه دیگه راه مخفی هم ندارم برم خنک شم👺
حی حی
چیز با برق خداحافظی کنید🗣️
چیزززز ولی خدا کنه برق نره من نیاز دارم😀🙏🏻ولی یک راه جدید دارم برا خنک شدن دارم
از اونجایی که خونه ما قدیمیه بعضی جاهاش
یه سری جای باز هست که مثل اتاقه
بعضی جاهاش مثل بکرومزه-
منم تو خونه برای خودم یه جا پنکه گذاشتم✨که اگه برق بره میپزم 👺
راجب بکرومز یکی از خواب هاتون رو بگید
که وایب بکرومز میداده🤗
خودم که خواب دیدم رفتم دست شویی عمومی کارم رو کردم بعد که اومدم بیرون
هیچی نبود اونجا آدم وسیله هیچی به سری
دیوار سیاه سفید که به شکل مارپیچ بود
سرم گیج میرفت همش به اونجایی رسیدم
که دستشویی بودم بی هوش شدم بعد که بیدار شدم تو مدرسه بودم و یه موجود عجیب
سیاه با چشم های گنده خفتم کرد🗿✨
بعد که از خواب بیدار شدم دیدم زنگ تفریح تموم شده بعد ناظم روبه رومه میگه چرا بیدار نمیشی منم با خودم گفتم اگه خوابمو تعریف کنم شاید فکر کنه دیوونه شدم بهش گفتم انگار بختک روم افتاده بود
فک نکنین غش کرده بودما یه گوشه که هیچکس نمیدید یکم دکمه مانتوم رو باز کردم بعد خوابم برد همین اواخر بود برای همین که گرم بود یه تاپ پوشیده بودم اونو ساکی دیده🗿✨
گرمم بود دکمه لباسم رو باز کردم
یه بارم خواب دیدم شیکو داره مویچیرو رو میکشه اومدم فیلم ترکیش کردم پریدم بین شیکو و مویچیرو خودم مردم بعد بقل دستیم
بیدارم کرد گفت خانم اومد گفت چرا گریه میکنی منم گفتم درک میکنی کراشت جلو چشمات به دست اوسی خودت بمیره خودتم
بمیری بعدشم گفتم میدونی اوسی چیه؟
بعدشم گفتم ببخشید ولی خیلی حالم بده
خوبه ته میشینم معلمم نمیبینه🤡
با اینکه کوتاهم بازم منو ته میزارهههههه🍄💋
عمه شیکو-
آره بهم اینم میگن پس لطفاً بهم بگین عمه🙏🏻✨آره دیگح
خببببب حاجی تهران خیلی گرمه دیگه راه مخفی هم ندارم برم خنک شم👺
حی حی
چیز با برق خداحافظی کنید🗣️
چیزززز ولی خدا کنه برق نره من نیاز دارم😀🙏🏻ولی یک راه جدید دارم برا خنک شدن دارم
از اونجایی که خونه ما قدیمیه بعضی جاهاش
یه سری جای باز هست که مثل اتاقه
بعضی جاهاش مثل بکرومزه-
منم تو خونه برای خودم یه جا پنکه گذاشتم✨که اگه برق بره میپزم 👺
راجب بکرومز یکی از خواب هاتون رو بگید
که وایب بکرومز میداده🤗
خودم که خواب دیدم رفتم دست شویی عمومی کارم رو کردم بعد که اومدم بیرون
هیچی نبود اونجا آدم وسیله هیچی به سری
دیوار سیاه سفید که به شکل مارپیچ بود
سرم گیج میرفت همش به اونجایی رسیدم
که دستشویی بودم بی هوش شدم بعد که بیدار شدم تو مدرسه بودم و یه موجود عجیب
سیاه با چشم های گنده خفتم کرد🗿✨
بعد که از خواب بیدار شدم دیدم زنگ تفریح تموم شده بعد ناظم روبه رومه میگه چرا بیدار نمیشی منم با خودم گفتم اگه خوابمو تعریف کنم شاید فکر کنه دیوونه شدم بهش گفتم انگار بختک روم افتاده بود
فک نکنین غش کرده بودما یه گوشه که هیچکس نمیدید یکم دکمه مانتوم رو باز کردم بعد خوابم برد همین اواخر بود برای همین که گرم بود یه تاپ پوشیده بودم اونو ساکی دیده🗿✨
گرمم بود دکمه لباسم رو باز کردم
یه بارم خواب دیدم شیکو داره مویچیرو رو میکشه اومدم فیلم ترکیش کردم پریدم بین شیکو و مویچیرو خودم مردم بعد بقل دستیم
بیدارم کرد گفت خانم اومد گفت چرا گریه میکنی منم گفتم درک میکنی کراشت جلو چشمات به دست اوسی خودت بمیره خودتم
بمیری بعدشم گفتم میدونی اوسی چیه؟
بعدشم گفتم ببخشید ولی خیلی حالم بده
خوبه ته میشینم معلمم نمیبینه🤡
با اینکه کوتاهم بازم منو ته میزارهههههه🍄💋
- ۴.۹k
- ۱۸ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط