میدونی کجاش دردناک غرورم خورد کردم بخاطرش التماس کردم بمو
میدونی کجاش دردناک غرورم خورد کردم بخاطرش التماس کردم بمونه چون شده بود همه کسم اما اون دلش فقط برام سوخت و گفت متاسفم و رفت الان فقط دارم میگذرونم و امیدوارم هیچکس این درد منو تجربه نکنه جدا خورد خورد شدم الان خودم نمیشناسم رد دادم
زمین فقط گرد بودنش.به رخ من کشید اون ازدواج کرد خوشبخت
من فقط منتظر مرگم
زمین فقط گرد بودنش.به رخ من کشید اون ازدواج کرد خوشبخت
من فقط منتظر مرگم
- ۹۳
- ۱۹ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط