{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ادامه لایو ویورس اعضا:

ادامه لایو ویورس اعضا:

🐨: جیمین، این شهر زادگاهته، نه؟ (منظورش بوسانه)
🐨: مگه بوسان بعد از وگاس نیست؟ من برای اولین بار دارم میرم اونجا، فکر کنم اولین سفرم بعد از سربازیه. تو رفتی اونجا؟
🐿: نه
🐨: احتمالاً دلیلی نداشتی بری.
🐿: مگه حتماً باید دلیل داشته باشی؟
🐨 :برای دیدن مرغ‌های دریایی
🐿: برای دیدن چییی؟
🐨: اممم مرغ دریایی؟
🐨 :پس جیمین چی؟ اونجا شهر خودت نیست؟
🐥: از آخرین کنسرتمون اونجا نرفته بودم.
🐨: پس یعنی هممون خیلی وقته اونجا نرفتیم، نه؟
🐥: خیلی وقته نرفتم بوسان
🐥: از آخرین کنسرت‌مون تا حالا نرفتم.

🐨: بوگیچ شاپ (مستر)؟ آه، اکسپو؟
🐥: آره.
🐨: پس قراره بعد از مدت خیلی طولانی همه با هم اونجا بریم، نه؟
🐥: خیلی وقته نرفتم بوسان
🐻: قبلاً باید خیلی مراقب می‌بودم، برای همین وقتی توی تورها بیرون می‌رفتم، استاف می‌گفت: «فن‌ها بیرونن، نمی‌تونی الان بری.» منم می‌گفتم: «آها، باشه…»
🐻: ولی الان وقتی اینو می‌گن می‌گم: «نه، مشکلی نیست.»
🐿: می‌گم همین‌طوری می‌رم بیرون.
🐻 : می‌رفتم پیکل‌بال بازی کنم، عکس و ویدیو ازم می‌گرفتن، بعدم دیگه برنمی‌گشتم
🐿: 🤣
🐿: ولی راستش پیکل‌بال بازی کردن (با هم) این دفعه برام خیلی مهم بود.

🐥: آخرین باری که برای تعطیلات رفتم خونه‌ی پدر و مادرم کی بود؟ قبل از دبیوت بود؟
🐿: پدرت حالش خوبه؟
🐥: اینو زیاد ازم می‌پرسه، حتی توی همین تور هم خیلی گفته.
🐨: حالش خوبه؟
🐿: چون زیاد نمی‌بینیمش، باید بپرسیم.
🐥: ممنونم.
🐨: حالش خوبه؟
🐥: آره.
🐨: خوشحالم.
🐥: بهتر شده، وزنش هم کم کرده.

🐨: فن‌ها خیلی درباره «سئوکچونگ» (عسل سنگی وحشی) تو کنجکاون، دارن درباره‌اش حرف می‌زنن.

🐿️: سئوکچونگ؟

🐻: آره. احتمالاً همین‌طور هم ادامه می‌دن درباره‌ش حرف زدن. اگه کامنت‌ها رو ببینی، فن‌ها هنوز دارن درباره‌اش با این موضوع صحبت می‌کنن. می‌تونیم ازش استفاده کنیم. مثلاً «سئوکچونگِ جونگ هوسوک». چون گفتیم قراره از این به بعد هم ادامه بدیم.

🐿️: راستش من سئوکچونگ می‌خورم… این همون عسله که از مدت‌ها قبل، قبل از هر اجرا می‌خوردم. موقع تمرین نظامی، وقتی سخت می‌شد، استاف‌ها بهتون چوب عسل نمی‌دادن؟

🐻: وای… تمرین نظا,می…
🐨: واقعاً بهت می‌دادن؟ من یادم نمیاد انقدر مهربون باشن. به من چیزی ندادن
🐿️: واقعاً؟ به ما زیاد دادن.
🐻: فکر کنم به ما اسنیکرز می‌دادن… شکلات

🐿️: به منم موقع تمرین چوب عسل دادن. در کل وقتی کار سخت می‌شه، عسل خیلی کمک می‌کنه سریع حال آدم بهتر بشه.

🐨: آها چون قند خون سریع بالا می‌ره.

🐿️: آره، یه دفعه انرژی میاد بالا، می‌گی وای الان سرحال شدم! برای همین قبل اجرا، قبل از رفتن روی صحنه یه قاشقش می‌خورم و می‌گم اوکی می‌شم.

🐨: و عسل جِی-هوپ… برای کسایی که نمی‌دونن، این عسل از کندوهای وحشی تو کوه‌ها جمع می‌شه. چون تو اسمش از حرف «سئوک» (سنگ) استفاده شده، برای همین فکر کنم بهش می‌گن سئوکچونگ. به‌عنوان یکی از کمیاب‌ترین عسل‌ها شناخته می‌شه.

🐿️: ولی این سئوکچونگ یه جورایی… آخرش خیلی صاف و یک‌دست نیست، نه کاملاً مایع. چطوری بگم؟
🐨: بین جامد و مایع؟
🐿️: آره. ولی این تور تموم شد و دیگه نداشتم، برای همین مامان و بابام سریع برام فرستادن چون خیلی خورده بودم.. حس بدی دارم.
🐿️: یه بسته جدید فرستادن، ولی این عسل هر بار طعمش دقیقاً یکی نیست.
🐨: هر بار یه طعم فرق می‌کنه.
🐿️ : آره، هر بار متفاوته.
🐨: طبیعیه چون عسل وحشیه.
🐿️ : آره، این سری یه کم رقیق‌تره


🐿️: نامجون، پدرت چطوره؟
🐨: پدرم؟ این روزها عاشق اسکیه
🐿️: تهیونگ، پدرت چطوره؟
🐻: پدرم خیلی…
🐨: پدر تهیونگ خیلی فشنه. پدر هوسوک هم همین‌طور :
🐻: پدر من این روزها دوست نداره زیاد بیرون بره، بیشتر ترجیح می‌ده خونه بمونه.

🐨: جیمین توی رستوران‌های خیلی شیک سخت غذا می‌خوره؛ هیچ‌وقت دسر نمی‌خوره چون خیلی “مردونه”ست
🐨: قبلاً می‌تونست یه وعده کامل فقط با برنج و کیمچی بخوره، ولی الان دسر و شراب هم می‌خوره.

🐻: وقتی غذای اول رو ۱۰ دقیقه بعد از پیش‌غذا میارن… اون‌قدر سخت نفس می‌کشه
🐥: تو رستوران‌های شیک، غذا خیلی خوشمزه‌ست، ولی چون من عادت دارم غذا سریع بیاد و حجم‌ها هم خیلی کمه… بعد از غذای اول شروع می‌کنم به “درد شکم گرفتن”
🐥: و هی بهشون اشاره می‌کنم یعنی “زودتر، زودتر لطفاً”.
دیدگاه ها (۰)

🐻 تهیونگ فکر می‌کرد رم یکی از توقف‌های تور هست، و وقتی فهمید...

ادامه لایو ویورس چهار نفره اعضا:🐻: الان می‌خوام آهنگ رو پخش ...

‌اكنون بيشتر از هميشه به تو فكر می کنم. امروز باران می آید، ...

Part:5. #ریاست.عشقو اطرفو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط