عام خب من دیدم بعضیا احساساتشون رو و حسی که دارن رو مینوی
عام خب من دیدم بعضیا احساساتشون رو و حسی که دارن رو مینویسن و میگن که حالشون مثل اینکه بهتر میشه:>
منم میخوام همینکارو کنم:)
عام خب..بیان احساسات برای من خیلی سخته.. چون من از بچگی عادت داشتم همهچی رو توی خودم میریختم و هیچ چیز رو به کسی نمیگفتم..
شاید میشه گفت از بیان احساسی که دارم بدم میاد..
همیشه وقتی یکی ازم میپرسید که :حالت خوبه؟ خوبی؟"
جوابم فقط همین بود "اره خوبم"
با اینکه روحم داشت میشکست..
توی بدترین شرایط میگفتم حالم خوبه..
اگه میگفتم حالمم خوب نیس کسی براش مهم نبود...
همهی دوست ، و اشناهام و فامیلام و ادماهای نزدیکم فکر میکنن من یه ادم قویم..چون این چیزیه که من بهشون نشون دادم...ولی..شب که میشه..:)
گریه...گریه... توی تنهاییم فقط گریه میکنم...شاید این درستش باشه؟..
ولی..با اینکه همیشه از اینکه یه ادم نزدیک خودم داشته باشم و همهی زندگیم رو بهش بگم بدم میومد..ولی الان واقعا به اون ادم نیاز دارم:)
عام...نیاز دارم بتونم هر چیزی رو بهش بگم...بدون اینکه قضاوتم کنه...
هیچکسی رو هیچ وقت نداشتم که اینطور باشه:)'
حتی خانوادم..
اونا...خیلی بیشتر از هر کس دیگه ایی که میشناسم منو تحقیر میکنن..و فکر نکنم من بتونم اینو تحمل کنم..به خاطر همین موضوع بود که میخواستم...خودکشی کنم:)
تحمل نداشتم...
عام میدونم خیلی چرت به نظر میرسه ولیخب....
من اینم.. از بیان احساساتم میترسم..
بعضی وقتا..حتی نمیدونم خودم چه حسی دارم..:)
چرته میدونم..
.
.
.
۲۴/۵/۱۴۰۵
۱۵ اوت۲۰۲۶
منم میخوام همینکارو کنم:)
عام خب..بیان احساسات برای من خیلی سخته.. چون من از بچگی عادت داشتم همهچی رو توی خودم میریختم و هیچ چیز رو به کسی نمیگفتم..
شاید میشه گفت از بیان احساسی که دارم بدم میاد..
همیشه وقتی یکی ازم میپرسید که :حالت خوبه؟ خوبی؟"
جوابم فقط همین بود "اره خوبم"
با اینکه روحم داشت میشکست..
توی بدترین شرایط میگفتم حالم خوبه..
اگه میگفتم حالمم خوب نیس کسی براش مهم نبود...
همهی دوست ، و اشناهام و فامیلام و ادماهای نزدیکم فکر میکنن من یه ادم قویم..چون این چیزیه که من بهشون نشون دادم...ولی..شب که میشه..:)
گریه...گریه... توی تنهاییم فقط گریه میکنم...شاید این درستش باشه؟..
ولی..با اینکه همیشه از اینکه یه ادم نزدیک خودم داشته باشم و همهی زندگیم رو بهش بگم بدم میومد..ولی الان واقعا به اون ادم نیاز دارم:)
عام...نیاز دارم بتونم هر چیزی رو بهش بگم...بدون اینکه قضاوتم کنه...
هیچکسی رو هیچ وقت نداشتم که اینطور باشه:)'
حتی خانوادم..
اونا...خیلی بیشتر از هر کس دیگه ایی که میشناسم منو تحقیر میکنن..و فکر نکنم من بتونم اینو تحمل کنم..به خاطر همین موضوع بود که میخواستم...خودکشی کنم:)
تحمل نداشتم...
عام میدونم خیلی چرت به نظر میرسه ولیخب....
من اینم.. از بیان احساساتم میترسم..
بعضی وقتا..حتی نمیدونم خودم چه حسی دارم..:)
چرته میدونم..
.
.
.
۲۴/۵/۱۴۰۵
۱۵ اوت۲۰۲۶
- ۱.۳k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط