و تمام شب

و تمام شب . . .
مویرگ هایش در حسرتِ آغوشِ وی
میل به پارگی داشتند . . . !
دیدگاه ها (۰)

عشق مثل گنجشک میمونه... محکم بگیریش میمیره... شل بگیریش میپر...

تو غم انگیز ترین دوری دوران منی**میترسم یه شب که اومدی تو خو...

آسمانم دلم برای تو، آنقدر تنگ می شودکه آغـوشمبرایش کـهکشـان ...

باز “جمعه” با همان منوی همیشگی اش!چشمانی که ولگرد خیابانهای ...

منم و حسرت اون شب......

سپس لبخندی زد و گفت: "اگر شبی در زیر این اسمان در اغوشم به خ...

منمو حسرت اون شب که نگفتم تو بمون....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط