{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می خواستم که زخمِ دلـت را  رفـو کنم

می خواستم که زخمِ دلـت را  رفـو کنم
خود را میانِ بۍکسی ات، جستجو کنم

وقتی سکوت روی لبـت مـوج می زنـد
بـا شعـر های تـازه ی تـو، گفتـگو کنم

آرامشی که سُرمه بـه چشمم کشیده را
بـا چشم های مُضطربت، روبـه رو کنم

گاهـی نمک بریزم و گاهی عسل  شوم
شـایـد مـزاجِ تلـخِ تـو را ، زیـرورو کنم

میخواستم که سبزۍِچشمانِ خویش را
بـا دخترانِ سبـزه ی شَهـرت هـوو کنم

اما همیشه ساکت و سردی و مانـده ام
خـود را چطـور در دلِ سنگت، فـرو کنم
دیدگاه ها (۲)

007-آلما ویسکی - پارت ۵۳

### اپیلوگ: ردپای آرامش در شن‌های ساحلپنج سال بعد...صدای برخ...

┄┉♡┉┄𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 برای تو، پگ جیمین؛ قشنگ‌ترین اتفاقِ یک روز پا...

007-پنهان در مه - پارت ۸۴

پارت: 29 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*شب فضای خونه از هوای پیست ...

برادر ناتنی

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟔 | آخرین صفحهچند روز بعد، اتاق ا/ت ساکت بود.یونگی کنار...

Five

نمیبخشمت p.23

🕷️ ᴘᴀʀᴛ 3 | آخرین مبارزهصدای درگیری هنوز از بیرون می‌اومد.بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط