{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی رحم

هیچ کس آنچه که او با دل من کرد نکرد
هیچ رحمی به دل ساده ی این مرد نکرد

باد خاک قدمش را به کجاها که نبرد
چه علف ها که غم آمدنش زرد نکرد

بوی پیراهن او با دل من کاری کرد
که زلیخا سند بندگی آورد نکرد

خواستم لب بگشاید به سخن چون گل صبح
رخ بر افروخت و ابروش کمان کرد نکرد

دست در گیسویش انداختم این فن قدیم
چاره ی این دل درمانده ی پر درد نکرد

نفس سرد زمستان و شب طوفان هم
عطش بوسه ی او بر لب من سرد نکرد
#محمد_خوش_بین
دیدگاه ها (۱)

یا رب مددی

دنبال تو میگردم

سجده

تو همان عشق هستی

⛓️⃝𝔹𝕝𝕠𝕠𝕕 ℂ𝕙𝕒𝕚𝕟𝕤⛓️⃝ 𓆩☠︎𓆪☠︎زنجیره‌های خونی。˚۰˚☽˚⁀➷。⋆ ༄‧‌⁺˚・༓☾ ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

BROKEN RULES | part 5خنده‌ی آن سه نفر تمام محوطه را پر کرده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط