{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

موجیم و وصل ما از خود بریدن است

موجیم و وصل ما از خود بریدن است
ساحل بهانه‌ای‌ست، رفتن رسیدن است

تا شعله در سریم، پروانه اخگریم
شمعیم و اشک ما درخود چکیدن است

ما مرغ بی‌پریم، از فوج دیگریم
پروازِ بالِ ما در خون تپیدن است

پر می‌کشیم و بال، بر پرده‌ی خیال
اعجاز ذوق ما در پر کشیدن است

ما هیچ نیستیم جز سایه‌ای ز خویش
آیینِ آینه خود را ندیدن است

گفتی مرا بخوان، خواندیم و خامُشی
پاسخ همین تو را تنها شنیدن است

بی‌درد و بی‌غم است چیدن رسیده را
خامیم و درد ما از کال چیدن است...
دیدگاه ها (۰)

رها

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ر...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن استساحل بهانه ای است ، رفتن رس...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ...

موجیم و وصل ما از خود بریدن استساحل بهانه ای است رفتن رسیدن ...

آیین آینه، خود را ندیدن است

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ر...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ر...

موجیم و وصل ما ، از خود بریدن است ساحل بهانه ای است ، رفتن ر...

ما مرغ بی پریم،از فوج دیگریم پرواز بال ما،در خون تپیدن است پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط