{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امّا دیدی

امّا دیدی
آرام آرام دلمان به بی‌کسی
صدایمان به سکوت و
چشم‌هایمان به تاریکی عادت کرد ...
دیدگاه ها (۱)

پیشانی‌ام را بر شیشه‌ی پنجره گذارده‌ام آن‌طرف‌تر از هر انتظا...

شما که رفتید ...من هم رفتم

🥀🥀🥀🥀🥀🖤

.مرا تصدیق کنی یا انکار،مرا سرآغازی بپنداری یا پایان، من در ...

پژواک رهایی ...

«شب همه‌ی ما یکی بود، اما‌ تاریکی‌هایمان فرق داشت.»تورگوت او...

.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط