عام خودم نوشتم؛
عام خودم نوشتم؛
«برخی برای زیستن میجنگند، برخی آرزو میکنند که بیشتر زنده بمانند، و برخی… تنها آرزویشان این است که همین لحظه، آخرین نفسهایشان باشد. چرا؟ زیرا دلیلی برای ادامه دادن نمییابند؛ چیزی برای از دست دادن ندارند.
آنها از خویشتن بیگانهاند و به همین دلیل، توانِ دوست داشتن را ندارند و کسی نیز نیست که عشق و محبتشان را باور کند. گاه چنان فراموش میکنند که روحی در سینه دارند، زیرا هرگز گرمای عشقی واقعی را تجربه نکردهاند و آموختهاند که چگونه عشق بورزند.
گاهی درد، آنچنان عمیق است که نه از جسم، که از روح میآید؛ چنان که حتی قطرهای اشک نیز بر گونه جاری نمیشود. این، اوج زخمی است که روح میپذیرد. گویی جسمی زنده است و نفس میکشد، اما صدای نفسِ روح به گوش نمیرسد؛ دقیقاً برعکسِ مرگ، که در آن روح زنده است و جسم میمیرد.
بیپروا از هرگونه محدودیتی… برای همین است که این چنین کسانی، مرگ را آرزو میکنند. تنها به همین دلیل!»
لایک ؟ بازنشر؟
«برخی برای زیستن میجنگند، برخی آرزو میکنند که بیشتر زنده بمانند، و برخی… تنها آرزویشان این است که همین لحظه، آخرین نفسهایشان باشد. چرا؟ زیرا دلیلی برای ادامه دادن نمییابند؛ چیزی برای از دست دادن ندارند.
آنها از خویشتن بیگانهاند و به همین دلیل، توانِ دوست داشتن را ندارند و کسی نیز نیست که عشق و محبتشان را باور کند. گاه چنان فراموش میکنند که روحی در سینه دارند، زیرا هرگز گرمای عشقی واقعی را تجربه نکردهاند و آموختهاند که چگونه عشق بورزند.
گاهی درد، آنچنان عمیق است که نه از جسم، که از روح میآید؛ چنان که حتی قطرهای اشک نیز بر گونه جاری نمیشود. این، اوج زخمی است که روح میپذیرد. گویی جسمی زنده است و نفس میکشد، اما صدای نفسِ روح به گوش نمیرسد؛ دقیقاً برعکسِ مرگ، که در آن روح زنده است و جسم میمیرد.
بیپروا از هرگونه محدودیتی… برای همین است که این چنین کسانی، مرگ را آرزو میکنند. تنها به همین دلیل!»
لایک ؟ بازنشر؟
- ۷۸۰
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط