{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمیشناسند روزگاری

تو را در روزگاری دوست دارم که عشق را نمی‌شناسند، روزگاری که قلب‌ها از سنگ ساخته شده‌اند و احساسات در زیر خروارها بی‌تفاوتی مدفون گشته‌اند. در این عصرِ سرد و بی‌روح، عشقِ من به تو چون شعله‌ای است در تاریکی، نوری است که راه را روشن می‌کند و گرمایی است که یخِ دل‌ها را آب می‌کند.

می‌دانم که این عشق در چنین دنیایی ناآشناست، شاید حتی نامفهوم. اما عشقِ من حقیقی است، عمیق است و پایدار. همچون رودی که در دلِ کویری خشک می‌دود و زندگی می‌بخشد، عشقِ من نیز در این بیابانِ احساسات، جوانه می‌زند و شکوفا می‌شود.

تو را دوست دارم، نه به خاطرِ نیازی که به عشق دارم، بلکه به خاطرِ خودِ تو. به خاطرِ آن نوری که در چشمانت موج می‌زند، به خاطرِ آن مهربانی که در کلامت جاری است، و به خاطرِ آن روحی که فراتر از زمان و مکان، مرا به سوی خود می‌خواند.

در این روزگارِ فراموشیِ عشق، یادِ تو را در دل نگاه می‌دارم و عشقِ تو را چون گوهری گرانبها حفظ می‌کنم. باشد که روزی این عشق، چون دانه‌ای که در دلِ خاک کاشته می‌شود، جوانه بزند و در این سرزمینِ بی‌عشق، طنین‌انداز شود.🦋🦋

دوستتدارم چراغ پرفروغ کور سوی راهِ زندگیم جانانم❤🌹❤
شین ب نون میم🫀

#saharshehim💖
دیدگاه ها (۰)

اول آشناییمون شش سال پیش بودبهم گفتی درگیروگرفتار نکن خودتو ...

یه روزی یک نفر ازم پرسید تنهایی کافه رفتیمن تنهاییکافه رفتمر...

در عمقِ سکوتِ باغِ احساسم، که عطرِ تو می‌پیچد، و هر غنچه‌ی...

مهتایِ عزیزم ؛ از ژرفای جانم انجا که لغات عاجزند از وصف ، تو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط