{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چیزی ندارم بگم....

چیزی ندارم بگم....
این مدت تنها کاری ک کردم سکوته....
پر حرفی کردم ولی فقط حرف زدم....
امید وارم سالم باشی ، درسته درسته ب من مربوط نیست....
چون ، چون خودمم هنو نمیدونم ، یعنی مغزم نمیکشه....
مراقب خودت بش لطفاً...
من میتونستم تمام این ۲۰۰ خورده ای روز مزاحمت بشم و برای هر نگرانی خودم اذیتت کنم....
ولی تو ، آزادی....
تو دیگه مال من نیستی...
و این ممکنه چیز ساده ای ب نظر برسه اما ، برای من خیلی پیچیدس....
چون خودمم هنو نمیدونم چرا اون کارو کردم
اصلا چیکار کردم
چرا کردم
نمیدونم
شاید اره ، واقعا من ذاتم خراب و جواب اینه...
در کل ، تا ابد تو قلبم میمونی و من مال توعم...🙃🫠⭐
ببخشید:)
دیدگاه ها (۲)

گاهی هم خب ، برعکسه و یه پسره ک عاشق ی شیطان میشه....ی هیولا...

من یه گربم.....🙃🫠⭐💔

سلام بچه ها خوبین به مناسبت ۵۷ تایمون قراره یه رمان دیگه بنو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط