تهیونگ از همه خواسته بود یه پیام آخر بگن
*تهیونگ از همه خواسته بود یه پیام آخر بگن~*
🐰 هی، چرا از هوبی هیونگ نمیپرسی؟
🐹 هوبی از قبل فکرشو کرده بود چی بگه
🐿 من حسم مثل همتونه
🐻 هوبی، تو شروع کن برای ما...
🐿 یه مدتی گذشت…
🐰 هی من چی پس، چرا از من نمیپرسی؟؟
🐹 *از خنده میترکه*
🐻 تو که قبلاً گفتی؟
🐰 نخیرم نگفتم
🐻 وای صبر کن… واقعاً؟
*هوبی سخنرانی میکنه و بعد از جونگکوک میخواد ادامه بده*
🐰 *نامفهوم* بیتیاس، دو، سه! خداحافظ!
*اعضا از خنده ترکیدن*
🐿 این خداحافظی دیگه چی بود؟
🐰 هی، چرا از هوبی هیونگ نمیپرسی؟
🐹 هوبی از قبل فکرشو کرده بود چی بگه
🐿 من حسم مثل همتونه
🐻 هوبی، تو شروع کن برای ما...
🐿 یه مدتی گذشت…
🐰 هی من چی پس، چرا از من نمیپرسی؟؟
🐹 *از خنده میترکه*
🐻 تو که قبلاً گفتی؟
🐰 نخیرم نگفتم
🐻 وای صبر کن… واقعاً؟
*هوبی سخنرانی میکنه و بعد از جونگکوک میخواد ادامه بده*
🐰 *نامفهوم* بیتیاس، دو، سه! خداحافظ!
*اعضا از خنده ترکیدن*
🐿 این خداحافظی دیگه چی بود؟
- ۴.۷k
- ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط