تهیونگ : داشتم براشون یه داستات واقعی رو میگفتم که یه بار
تهیونگ : داشتم براشون یه داستات واقعی رو میگفتم که یه بار رفتم خونه دوستم و داشتم از کامپیوترش استفاده میکردم که یهو گربش پرید رو کیس و کامپیوترو خاموش کرد . من اینو یادم بود و برای همین براشون تعریف کردم ولی اونا باور نکردن و ناراحت شدم
- ۳.۴k
- ۱۱ شهریور ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط