برای بار آخر بوسهای حواله چشمانم کردی ، تورا جویا شدم که
برای بار آخر بوسهای حواله چشمانم کردی ، تورا جویا شدم که آیا جدایی از برایت سخت نیست؟ که آیا.. این تنها من هستم که پس از تو شب هایَم را به جنون سپری میکنم ؟
تو اما با بغضی که تورا میبلعید نفسی از سینهات پس زدی و دست نوازشی بر سرم کشیدی ، با لب هایی لرزان گفتی که سخت است و طاقت فرسا ، گفتی که اشک خواهی ریخت و دیوانه خواهی شد و سپس چشمانت را آرام بستی و برگشتی ، بی آنکه پشت سرت را نگاهی کنی راهت را گرفتی و رفتی..
رفتی و ندیدی منی را که برای یک نگاه دیگرت جان میدادم !
تو اما با بغضی که تورا میبلعید نفسی از سینهات پس زدی و دست نوازشی بر سرم کشیدی ، با لب هایی لرزان گفتی که سخت است و طاقت فرسا ، گفتی که اشک خواهی ریخت و دیوانه خواهی شد و سپس چشمانت را آرام بستی و برگشتی ، بی آنکه پشت سرت را نگاهی کنی راهت را گرفتی و رفتی..
رفتی و ندیدی منی را که برای یک نگاه دیگرت جان میدادم !
- ۲.۴k
- ۰۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط