{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم خواست برم دفتر خاطراتمو بنویسم

دلم خواست برم دفتر خاطراتمو بنویسم
ولی فوبیایه اینو دارم که یکی بخونتش برا همینم نمیدونم کجا قایمش کنم ولی واقعا خیلی قشنگه که خاطراتتو بنویس اونم بعد چند برداری بخونیش
دیدگاه ها (۵)

دلم خواست

اعلام حضور کنین

من خودم وقتی که مرد شناختمش یعنی قبل اون اصلا نمیدونستم کیه

به شلوار جینجر دقت نکن تروخدا

-DONNA امیدوارم در آینده که اینو میخونم بهتر شم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط