{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که پاییز به من تاخته

#امروز که پاییز به من تاخته
و پنجره‌هایم را گرفته
نیاز دارم که نام‌ات را بر زبان بیاورم
نیاز دارم که آتش کوچکی برافروزم
به لباس نیاز دارم
به بارانی
و به تو
ای ردای بافته‌شده از
شکوفه‌ی پرتقال و گل‌های شب‌بو...
دیدگاه ها (۱)

#دريابـــــ ڪَرفتــــار قفس را نفسے چنداےنغمہ ے چشماݧ تــــ...

#از چشمانت رد شب را بیرون کنامروز صبح دیگری‌ست...

#بیابان را، سراسر، مه فرا گرفته است.چراغ قریه پنهان استموجی ...

#گِله‌ای نیست من و فاصله‌ها همزادیمگاهی از دور تو را خوب ببی...

روز های سرد بارانی 2یکنفر، نیست........پشت هر پنجره یک شاخه ...

p18 پرش به خونه کوک ات ویو بعد از اینکه رسیدیم به خونه کوک د...

part 4مستر کیم ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط