پدربزرگ آسمانی من

پدربزرگ آسمانی من
یکسال از دوری تو گذشت
ببین درخت حیاط دوباره شکوفه داد
و دوباره قصه بهار آغاز شد
اما این بهار بدون تو یک چیزی کم دارد...
امروز، چهارمین روز ماه رمضان، روز تلخی که پرکشیدی و به ابدیت کوچ کردی....
و امشب شب تلخی که تا صبح بی قرار رفتنت بودم...
همه می گفتند چه ماه خوبی رفت...
من اما گفتم
ماه من رفت....💔
دیدگاه ها (۰)

بهار است اما دلتنگی آنقدر امان مان را بریده که تلخی مان به چ...

در دل هر آهنگی رازیست که قصه ناگفته نوازنده اش را محبوس نگه ...

تمامی خاطراتت را از سالی به سال دیگر جابجا میکنممانند کودکی ...

ایمان، دیدن نور است با قلب‌، وقتی تمام آنچه با چشم می‌بینیم،...

نکته : خواندن این سناریوی بدون لایک و کامنت حرام است

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط